تبليغاتX
در اوج تنهايي

به نام حق

اقا جون سلام شهادت پدر بزرگوارتون رو به شما و به همه ی شیعیان تسلیت عرض می کنم اقا جون امروز دلم خیلی گرفته راستش دلم خیلی به حال خودم می سوزه می خوام طوری از حاله خودم بگم که همه دلشون برام بسوزه به خدا فکر می کردم این جمعه دلم تو جمکرانت پر می زنه فکر می کردم این جمعه بهترین  دعای ندبه تو عمرم خواهم داشت اقا جون به خدا هنوز جمکرانت رو ندیدم اینروزا دلم مثه بچه ها بهونه می گیره دیشب وقتی می خواستم بخوابم خیلی گریه کردم راستش اقا به هیج وجه نمی تونستم دلمو قانع کنم با خودم می گفتم امشب اقا خودش ارومت می کنه بازم می گفتم نمی خوام من جمکران می خوام اقا خودت که دیدی دلم همش بهونه ی جمکرانت رو می گرفت به خودم میگفتم افرین گریه کن گریه کن بالاخره اقا امشب خودش تو رو می بره جمکران ولی.... دیشب هم مثه شبای دیگه گذشت اقا جون به خدا الان که می خوام اینا رو بنویسم دلم داره می ترکه اقا به خدا سال نو لباسای جدیدی رو که خریدم رو اصلا نپوشیدم(مثه بچه ها) گفتم می خوام هر وقت می رم جمکران اینا رو بپوشم تا  پیش اقا تمیز و مرتب و نو باشم اقا وقتی می خواستم گریه کنم جلوی خودمو می گرفتمو با خودم می گفتم گریه هاتو نگه دار بغض کن تاتو جمکرانه اقا بغضت حسابی بترکه هو حسابی گریه کنی اقا جون وقتی می رفتم تو رویا هام تصور می کردم که بادسته پر از جمکران برمیگردم فکر می کردم میرم جمکرانو اقا رو میبینم اقا جون خودت می دیدی بعد از نماز چه قدر ازت تمنا می کردم که وقتی اومدم جمکرانت حسابی ازم مهمون نوازی کن ولی نمیدونستم من لیاقت مهمون شدن رو هم ندارم اقا جون چرا همیشه دست خالی تر از روزای قبل هستم اقا جون من گدای تو ام خوب گدایی نمی کنم مگه نه ؟؟؟؟   گدای شیرین زبانی نیستم مگه نه؟؟ اقا جون دختر خوبه بابا نیستم مگه نه ؟؟ به خدا فکرشو نمی کردم منو جمکرانت دعوت نمی کنی اقا  تو دلت برام تنگ نمی شه قربونت برم مگه دوست نداری بهت نزدیک تر باشم چرا چرا انقدر بی سعادتی نسیبم شده چرا باید گدای دست خالی بمونم اقا یه وقت تلف میشما قربونت برم

اقا جون تو رو خدا ببین این شیطان چه جوری رو زخمم نمک می پاشه میگه ببین اقا دوست نداره میگه اقا اصلا صدات رو نمی شنوه میگه اقا راهت نداد جمکران  اقا تو رو به فاطمه ی زهرا اینجوری امتحانم نکن من جنبه شو ندارم دیشب بعد از گریه حس کردم دلم یه خورده اروم گرفته وقتی تلویزیون روشن کردم دیدم اغاسی داره می خونه تصویر جمکران رو هم از همه زاویه داشت نشون میداداقا جون خودت که دیدی دوباره دلم ترکید دوباره ذلم ارومو قرار نداشت می خوام بگم چرا شهر ما انقدر از جمکرانت فاصله داره چرا بعضی انقدر به جمکرانت نزدیکن به خدا اقا حسودیم میشه وقتی بعضی ها می گن ما هر جمعه جمکرانیم حا لا منه بدبخت یه بار هم نیومدم جمکرانت قبلا که عکسه جمکرانت رو می دیدم فقط حسرت می خوردم ولی حالا اشکای داغم امون نمیدن که جمکرانت رو از یه عکس ببینم اقا جون دلم شکست صداشو شنیدی مگه نه ؟؟؟ پس چرا درمونش نکردی ؟؟ اقا جون اینجوری اواره ام کردی قربونت برم   اینجوری دیوونه ام میکنی   دیوونم کن اقام دیوونم کن اقا جون به خدا تو پدر منی منم از پدر مهربونم محبت می خوام کی تا حالا بی جواب موندم قربونت برم ولی خداییش روز به روز بیش تر نوکرت شدم اقا جون تو رو خدا بزار تا عمر دارم نوکریتو کنم ما که قسمتمون نشد بیایم جمکرانت پس همینجا بهم قول بدین هرکی رفت جمکران دعا کنه قسمت ما هم بشه

 

به خدا دلم جمکران میخوا د    

 

 

سه صلوات فراموش نشه ها

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم فروردین 1386ساعت 18:12  توسط  شیفته ی مهدی   |