تبليغاتX
در اوج تنهايي
 

به نام حق

 

السلام عليك يا ابا عبدالله       اسلام عليك يا ابا صاح المهدي

 

همه از غريبي هو تنهاييت مي گيم   همه دم از شرمندگي مي زنيم  اما... تاكي قراره همينطور بمونه؟؟

 

ديدم تو جمكرانت هم خيلي غريبي دلم گرفت.. اما وقتي ديدم كه بين هم سپاهيام هم غريب و تنهايي گفتم از اينجا مي رم...

 

مي رم يه جايي كه خالص براي اقامون كار كنم .. يه جايي كه وقتي اقام به اونجاسر مي زنه دلشاد برگرده .

. يه جايي كه ديگه يك درصد هم واسه دله خودم نگم

مگه يه روزي باهم عهد نبسته بوديم فقط خالصه خالص واسه اقامون نوكري كنيم ؟؟؟؟؟

هم سپاهيا قرار نيست برم جايي كه تنها پر بكشم

منم يه جايي همين دورو برام ....

پيامبرمون مي فرمايند:

من از انچه كه نمي دانيد نگراني ندارم ولي بايد ديد انچه را مي دانيد چطور به كار مي بريد ؟؟؟

واقعا تا حالا دانسته هاتون روو چقدر به كار بردين ؟؟

چقدر ازتنهاييهاي مولا رو پر كردين؟؟

 

چقدر ساده و بي ريا فقط براي خودش كار كردين ؟؟

 

سه صلوات براي اينكه همه ي سربازا خالصانه براي ظهور مولا قدم بردارن .

 

اللهم صل علي محمد و ال محمد و عجل فرجهم

اللهم صل علي محمد و ال محمد و عجل فرجهم

اللهم صل علي محمد و ال محمد و عجل فرجهم

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم شهریور 1386ساعت 15:14  توسط  شیفته ی مهدی  

به نام حق

السلام عليك يا ابا عبدالله     السلام عليك يا ابا صالح

دلم براي اسمان تنگه     دلم براي پرواز تنگه    اما......

خيلي وقته كه هم اسمان و هم پرواز رو فراموش كرده بودم

خدايا حالا مي فهمم چرا تو شب با وجود ستاره ها ت بازم  اسمونش تاريكه!!

خيلي وقت بود كه حواسم پرت شده بود و راه رو اشتباه مي رفتم .....    خيلي وقت بود كه گيج و سرگردان دور خودم مي چرخيدم ...

اره خداي مهربونم   من سوار كشتي شدم  اما مقصد رو فراموش كردم   چرا؟؟؟؟  چرا؟؟؟

اما خدا جانم  نا اميد نيستم  چون هنوز كشتي خراب نشد ... مقصدم گم نشد..... خودم هم نابود نشدم ...هنوزم زنده ام   هنوزسالمم  از نو شروع ميكنم

خدايا بازم تو اوج شرمندگي اومدم به درگاهت تا منو ببخشي    بازم اومدم به درگاهت تا وجودم رو اروم كني   يا صاحب الزمان منوببخش مولا....

اخه اينكه نشد انتظار   اخه كدوم يار همه كار ميكنه غير اينكه دله مولاشو شاد كنه ....هم سپاهيا خدايي چند نفرتون خالصه خالص براي اقا قدم بر داشتين ؟؟؟؟ فقط براي خودش؟؟؟   يه كمي فكر كنيد... چند نفرتون به حرفاي قشنگي كه تو وبلاگتون مي نويسيد عمل مي كنيد ؟؟؟؟ اخه چرا بايد اينطوري باشه؟؟؟

اين همه زائر تو مشهد –كربلا- جمكران ...اگه فقط 50نفر ادم حسابي بودن اقا مي يومد!!   بابا  اقامون تا كي بايد غريب باشه؟؟؟   چرا من و تو كه حرف از دوست داشتن مي زنيم اذيتش ميكنيم؟؟؟؟   نه به خدا  اين رسمش نيست!!  اين رسمش نيست!!

مولا جان هميشه بهت گفتم كه اين تو بودي كه راه درست رو بهم نشون دادي   اين تو بودي كه زندگيم رو دگرگون كردي  وگرنه منكه گذرم از كوي تو نبود!!       با اين حال من چطور مي تونم جرات كنم كه دله مولام رو بشكونم ؟؟؟؟؟؟؟  اقا جان معذرت مي خوام  منو ببخش ....

اقام حضورت رو حس ميكنم ... اقام تو هميشه حضور داشتي اما من باز هم خطا كردم !!!! اقام بازم مثله هميشه نجاتم دادي دلت نيومد راه رو اشتباه برم ...

ولي اقام اينو اينجا مي نويسم كه ديگه يادم نره كه ديگه خطا نكنم

يادمه اولين باري كه وبلاگ راه اندختم با خودم يه عهد هايي بسته بودم چه روزايي بود...

حواسم به حضور اقا باشه- اينجا وقتي مي يام مي نويسم حواسم بايد باشه كه مهم ترين خواننده ي نوشته هام اقامه ....ولي اقام اعتراف مي كنم  ...اعتراف ميكنم ..كه بعضي وقتا يه چيزايي داشت يادم مي رفت ..بعضي وقتا فقط براي دله خودم مي نوشتم !!!

اما اقا جانم ديگه از جام بلند شدم  ... اين گردگيري با دفعه هاي قبل خيلي فرق داره... خيلي...

يا علي         يا علي               يا علي

خدايا الهي قربونت برم كه هر وقت به درگاهت اومدم با دسته پر برگشتم..

اقام قول ميدم ديگه دست از پا خطا نكنم ..... قول مي دم كه ديگه حرفام فقط حرف نباشه ... قول ميدم دوباره محاسبه و مراقبه كنم..... قول ميدم ديگه اسمونو فراموش نكنم  .... قول ميدم ديگه پروازو فراموش نكنم ..

مولاي مهربانم  اقا جانم   همه زندگيم    پدر دلخسته ام    فقط پيشم بمون      از پيشم نروووو

براي شا ديه دله مادرمون فاطمه ي زهرا سه صلوات

اللهم صل علي محمد و ال محمد و عجل فرجهم

اللهم صل علي محمد و ال محمد و عجل فرجهم

اللهم صل علي محمد و ال محمد و عجل فرجهم

 

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم شهریور 1386ساعت 18:24  توسط  شیفته ی مهدی  

به نام حق

السلام عليك يا ابا عبدالله    السلام عليك يا صاحب الزمان

بابا مهدي سلام .. بابا جانم سلام كجايي مولام؟؟؟ منتظر زائراتي كه زودتر برسن؟؟ به خدا امشب نمي خواستم بيام بنويسم ولي دلم داره مي تركه اگه نمي يومدم بابام پس كجا مي رفتم؟! كجا رو داشتم  كه برم؟!

بابا گل نرگسي ها دارن مي يان جمكران ... بابا جان خودت كه ديدي رفتم بدرقه شون .. به خدا يه قطره اشك هم نريختم با خوشحالي رفتم بدرقشون!

اما تو دلم غوغا بود يكي با گريه ميگفت شيفته الهي كه بميرم  واقعا نمي ياي؟؟؟ يكي ميگفت تو زودتر از ما روحت پر كشيد جمكران .... يكي ميگفت اقامون برات نقشه ها داره ....منم واسه اينكه بخندونمشون گفتم سربازا برام نماز جعفر طيار بخونيد ا!! يادتون نره ها!!

اما يكي بدجوري دلمو سوزوند گفت دعا كن شهيد شيم گفتم به خدا اگه شهيد شين ازتون ...

بابا باباجانم به خدا خودم زائرات رو ديدم اين زائرا گلاي نرگسن ،همونايي كه اروزو داشتم باهاشون بيام جمكرانت    بابا يه شوقي تو چشاشون بود داشتن بال در مي اوردن   داشتن مي رفتن پيش اقاشون به خدا اصلا ناراحت نبودم    ولي داشتم خفه مي شدم !!! الهي كه صحيح و سالم برگدن

ساقي جونم تو هم رفتي هم سپاهي؟؟؟؟ ساقي جونم فرمانده بايد همه جا باشه همه جا .ديگه نگو ما نياز به شارژ داشتيم اما تو نه!!!!!

اقام قربونت برم كلي مهمون داري ها    بابا م روز همايش رو يادته روز نيمه شعبان قبل از حرف دل خوندنم يكي از سربازاتو پيك كردي كه بياد بهم بگه جمكران رفتنمون نزديكه؟؟؟؟   من كه نتونستم بيام پس چرا اينطوري كردي؟؟ اقام فقط مي خواستم اماده شم  نمي دونستم نمي دونستم  مي خواستم واسه جمكران اومدن اماده شم  چشمم به راه بود  چرا از كاروان جا موندم چرا اينطوري شد؟؟؟؟؟؟

به خدا گله نمي كنم مولا دوستت دارم نوكرتم  نوكرتم   نوكرتم

اقام داشتم خفه مي شدم مثه غريبه ها وايستاده  بودم  ديدم بچه ها ميگن كه قبل از حركت شعر همه جا بروم به بهانه ي تو   .... رو بخونن كه يهو برق رفت

اقام اگه اون شعر رو مي خوندن داغون مي شدم داغون مي شدم اقا جانم همه يه مدل ديگه نگام مي كردن همه دلشون به حالم مي سوخت خيلي دلم مي خواست بزنم زير گزيه  ولي ....نمي خواستم دله زائراتو بشكونم نمي خواستم حواسشون رو پرت كنم  از لابه لا يواشكي نيگام ميكردن لحظه اخر چقدر سخت بود....    چقدر سخت بود..... وقتي حركت كردن  انگار روح از بدنم خارج شد همه ي بدنم مي لرزيد  انگار راه رو رو گم كرده بودم

نمي دونستم چطور دارم راه مي رم  چطور دارم برمي گردم اخه منم گله نرگسي بودم به خدا اخه منم دلم تنگه جمكران بود! برگشتم.. اقام برگشتم....اقام  همه فهميدن بدجوري رو سياهم    اقا جانم  كمكم كن كمكم كن  مي خوام يه عهد باهات ببنديم يه عهد محكم

اقام پنج شنبه، جمعه دلاي يا رات تو جمكرانت پر ميزنه

بابا جانم به خدا ديگه نا ندارم ....  چرا اينطوري شدم چرا بي سعادت شدم.... اخه دلم تنگه برات، دلم تنگه برات.... اقاجانم منم دوست دارم بيام جمكرانت با هات عهد ببندم، منم دوست دارم يه بار تو عمرم مهمونه بابام شم، چرا بابا چرا بابام؟؟؟؟ روسياهم گناهكارم به خدا مي دونم... داغونم بابام داغون شدم

صاحبه دلم  چرا دوست نداري مهمونت شم   بابا به خدا قول مي دم مهمونه خوبي شم   به خدا قول مي دم نوكر خوبي شم بابا خسته ام رفيقام ،گل نرگسي ها به خدا دارن مي يان جمكران اما من..... اينجا چيكار ميكنم!!!!! اقام غلط كردم اقام منو ببخش    اقا م    اقام امشب چكار كنم ؟؟؟اخه اقا شرمنده شدم    بابام اين دلم تنگه به خدا.... منم دلم برات تنگه   امشب بيا پيشم بابا   امشب بيا پيشم

خدايا امشب كجا برم امشب كي مي خواد ارومم كنه ؟؟؟ خدا جونم چرا اينطوري شد؟؟؟؟  يا حضرت معصومه يا حضرت معصومه دلم مي خواد فقط يه بار يه بار بيام قم ،تو حرمت .مادر مگه چيكار كردم كه انقدر بي سعادت شدم ؟؟؟؟ مادر امشب به دادم برس مادر  مادر  مادر

مي خواستم بي تابي نكنم  مي خواستم  عادي رفتار كنم  اما بيچاره شدم .... داغون شدم  .....دلم دلم دلم   اقاي مهربونم    به خدا ضعيفم ،زمين خورده ام ،اينطوري امتحانم نكن !!همش تقصير خودمه بابا جانم منو ببخش

اقا جان الان بچه ها چه حالي دارن؟؟؟؟    شايد دارن ال ياسين مي خونن ...  ساقي كه دنبال يه فرصته تا به تشنه ها اب بده     يا صاحب الزمان

اقا جان اقاجان فقط امشب به دادم برس... كمكم كن من توان ندارم    بابا  تحملم اونقدر هم زياد نيست !!!!  اه  خدا ي من  خدا ي  من

چرا اينطوري شد؟؟؟؟؟؟؟

يا فاطمه ي زهرا بميرم براي تنهاييه يوسفت  بميرم براي غريبيه مهدي  اقام خودت مي ياد منو ببري جمكران؟؟؟؟ اقا م منتظر اونروز باشم؟؟؟؟

اقام قول ميدي خودت منو ببري؟؟؟  اقام ديگه غصه نخورم؟؟؟

اقا جان دلم مي خواد وقتي رفيقام برميگردن دلشون مثه ايينه روشن شه دلم مي خواد بوي جمكرانت رو با اومدنشون حس كنم

به خدا ناراحت نيستم ازت    دوستت دارم      خدام حكيمه     خدام  حكيمه  حواسم هست  اقا جانم     نوكرتم نوكرتم

خدايا شكرت  خدايا شكرت   خدايا شكرت

خدايا همه ي عشقمي

يا حق

هم سپاهيا سه صلوات فراموش نشه ها

اللهم صل علي محمد وال محمد و عجل فرجهم

اللهم صل علي محمد وال محمد و عجل فرجهم

اللهم صل علي محمد وال محمد و عجل فرجهم

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم شهریور 1386ساعت 0:51  توسط  شیفته ی مهدی  

به نام حق

السلام عليك يا ابا صالح المهدي

بابا ي مهربونم سلام منجي هميشگي سلام

اقام دلم گرفته..... ديگه گلايه نمي كنم ..... ديگه بهونه گيري نميكنم  ....اما هر چي هم كلنجار برم بازم....

اقام اگه صدبار ديگه.....  بازم دوستت دارم به خدا نوكرتم

هميشه مي ترسم، اقام مي ترسم كه از كاروان ها جا بمونم!!! از كاروان شهدا....    از كاروان جمكران...   از كاروان كربلايي ها ...

هر چه قدر جا بمونم بازم اميدم به مولامه     ايندفعه ديگه دلم راهي شد به خدا.......... ديگه واسه دلتنگي ها گله نمي كنم   ساكت مي مونم

جز مولام هيچي ندارم  هيچي نمي خوام  مگه ميشه دلم نشكسته باشه !!!  اما همه اميدم به اقامه      ديگه دلتنگ نمي شم

 

 

 

 

دلت مي ياد كبوترات  تو حرمت پر نزنن

 

 

 

 

 

به سايبون دستاي مهربونت سر نزنن

 

 

 

 

 

 

دلت مي ياد اقام   دلت مي ياد...

 

 

 

اللهم صل علي محمد و ال محمد و عجل فرجهم

اللهم عجل لوليك الفرج       الهي امين

اللهم صل علي محمد و ال محمد و عجل فرجهم

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم شهریور 1386ساعت 3:24  توسط  شیفته ی مهدی  

السلام عليك يا ابا عبدالله اسلام عليك يا صاحب الزمان

اي دنياي غريب اي روزگار چي داري به سر ادما مي ياري

خدايا دلم شكسته از ادمايي كه ....اقا جان اقاي غريبم امشب غريبيتوواقعا حس كردم اما منه بي عرضه چه كاري از دستم بر مياد اشكم داشت در ميومد اما محكم بودم

اقا جان الهي كه جونم فدات شه اقا ي غريبم اقاي غريبم چي ميكشي از دسته اين شهر غريب

اقا به خدا من هيچ وقت ادمه معترضي نبودم هيچوقت نمي دونستم بيرون چه خبره اما حالا دلم اتيش گرفت! اينجا چند نفر مي فهمن كه چي ميگم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

بابا چتون شده چرا سنگ شديد چرا فقط واسه خودتون زندگي ميكنيد بابا حدا اقل شبه ميلادش دلش رو نشكونيد كيه كه دل بده كيه هان؟؟؟

اقام اقايي كه هميشه در اوج تنهايي هستي اقايي كه مني هم كه دارم دم از دوست داشتن مي زنم دلت رو ميشكنم

اقا م بهمون ميگن با اسمت بازي نكنيم اما خودشون چي؟؟؟؟ با اسمه شما رو يه پرچم اسمه خودشون رو تو بالاترين نقطه اويزون ميكنن كه چي بشه؟؟؟؟

اي فريب خورده ها انقدر مطيع دنيا باشيد اخرش كه از دنياا ميريد بابا اخرش 100سال زنده ميموني اگه خودتو بكشي بازم قراره يه روزي بري توگور

شهدا كجاييد كه به دادمون برسيد. ازهمه جا بي خبرا الهي كه يه روزي تنها شين

چقدر بي ظرفيتم پس اقام چي ميكشه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

بابا تا كي؟؟؟؟؟؟؟ مي خواين دنيا رو چيكار كنيد اقاجان به دادمون برس به خدا نمي خوام بيشتر از اين اذيتت كنم

ادماي كمي هستن كه فقط به خاطر خودت قدم بردارن

اي روزگار اي روزگار

انقدر زرق و برقتو به رخمون نكش

ما فقط اقامون رو مي خوايم

اون ادميكه دلتنگه اقامون نباشه بيچارست بدبخته

مي ترسم مي ترسم

اقا جان منو ببخش

اما شبه ميلادت رو خيلي ها .... صدا ي گناه تو شبه ميلاد صاحبمون تا نيمه هاي شب تا اسمونا ميره

كيه كه جلوشو بگيره.........

اي خدا برسون مولامون رو

اللهم عجل لوليك الفرج

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم شهریور 1386ساعت 21:52  توسط  شیفته ی مهدی