|
به نام حق السلام عليك يا ابا عبدالله السلام عليك يا صاحب الزمان هيچ وقت دلبسته به دنيا نشو!!!! اره با توام با تويي كه ميگي دلتنگه جمكراني با تويي كه عشقه اهل بيت رو تو قلبت داري با تويي كه جمعه ها بي قراري با تويي كه ترس از گناه داري تويي كه تا يه گناه مي كني انگار دنيا رو سرت خراب شده با تويي كه شيفته ي مهدي شدي .... نمي دونم چند سال ديگه مي ياي سراغ نوشته هاي خودت نمي دونم با چه حالي كجا ... نمي دونم كي نامه هاي خودم به دسته خودم ميرسه... 2سال ديگه 3ساله ديگه 6 سال ديگه چقدر مي ترسم مي ترسم گوله روزگارو بخوري ... مي ترسم وقتي كه اومدي سراغ نوشته هات ديگه مثه قبلنا بهش دل ندي... مي ترسم وقتي كه مي ياي نوشته هاي قبليتو بخوني ديگه احساسي نداشته باشي.... هر وقت و هر زمان كه اومدي جواب اين سوالامو بده تا ببينم ... چقدر به خدا نزديك تر شدي؟؟ هنوزم منتظري هنوزم جمعه هاي دعاي دعاي ندبه و نماز جمعه ودعاي سمات .....؟؟ چند بار رفتي جمكران شايد كربلا شايد سوريه و شايد بقيع يا صاحب الزمان ؟؟ فقط تو رو خدا نگو كه نااميدي نگو كه دنيا زمينت زد و از جا بلند نشدي اگه خوشبختي نزار خوشبختيت تو رو از خدا دور كنه! اگه بدبختي و گرفتاري يا اينكه بي پولي شايدم .. نزار از خدا دور بشي اگه گرفتاري اگه از زندگي راضي نيستي توكل به خدا رو فراموش نكن جز خدا كي رو داري كه بهش پناه ببري از خدا كمك بخواه يادته اونروزايي رو كه مي گفتي هنر اينه كه ادم با بدبختي هاش به خدا نزديك تر شه يادته اونروزايي كه ميگفتي خدا همه ي خوشي هاي زندگي رو به بنده هاي دنياطلب ميده تا چشم دلشون كور بشه اين تويي كه اخرتم رو مي سازي! اين تويي كه هميشه باهامي قراره يه عمر باهام باشي! التماس مي كنم باهام بد نكن ... خواهش ميكنم اين دنياي روشنم رو تاريك نكن .... مي دونم بعضي وقتا ناچارت مي كنن اما تو تنها نيستي خونه ي دلت يه صاحب خونه ي باصفا داره نگو كه قاصدك رو فراموش كردي ! نگو كه ديگه به قاصدك سر نميزني ! نه نه خواهش ميكنم اينا رو ازم نگير... يادته همش به خدا مي گفتي هر چي بدبختي دنيا رو بهم بده فقط خودتو ازم نگير فقط منو به خودت به اقام به اهل بيتم نزديك تر كن اين تو بودي كه اينا رو مي گفتي فراموش نكن! يادته وقتي يكي حرفاتو مي خوند يا كاراتو ميديد بهت مي گفت يه ادمه بي نهايت احساساتي ... اما تو چي مي گفتي ؟ مي گفتي بزار احساساتم همش براي خدا هو امام زمان باشه نه مسائل پوچ و دنيايي گفتي اسمش هر چي مي خواد باشه ولي از اونموقع به بعد كاراتو مخفيانه كردي ! از حرفه دلت ديگه پيشه كسي چيزي نگفتي ! رفتي يه جايي كه هيچكي نشناست خودتو خداهو هم سپاهيات... يادته اونروزي كه همون ادم بهت گفت رياكار چقدر سخت بود كله سيستمت رو بهم ريخت اصلا هيچ وقت به اين كلمه فكر نمي كردي اما از اونوقت به بعد هر وقت رفتي كاري كني گفتي نكنه يه وقت ريا باشه.... گفتي صبر ميكنم زندگي ميكنم چون خدا اينطوري رو مصلحت دونسته يادته اون وصله ها رو...... چقدر دلت اتيش مي گرفت اما همش براشون دعا مي كردي ... يادته همش مي گفتي ادميزاد وقتي تو دنيا خوشه كه دو چيز رو داشته باشه يكي ايمان به خدا يكي ديگه هم دوست داشتن مردم حالا هر كي باشه همش ميگفتي اگه تو يه زندگي غيبت باشه واي به حال دنياهو اخرت اگه بازم وصله بد شنيدي از دنياي شيرنت دل نكن چون تو فقط داري با ادماي دنيا امدورفت ميكني اما دنياي واقعيت اخرته يادت كه نرفت اگه اين دنياي روشنم رو تو از بين ببري يادت باشه كه دوباره بايد از نو بسازي توبه توبه توبه اگه تنهام گزاشتي اگه بهم ظلم كردي برگرد خواهش ميكنم باز منو ببر به همون دنياي روشنم مي بيني دنيا از ادما چه ظالمي ساخته چقدر دلم حرف داره چقدر دلم درد داره تا وقتي كه زنده اي زندگي كن اما نه مثله بقيه .... همونطوري زندگي كن كه شيفته تر شي... بازم ميگم دلبسته به دنيا نشو اره اينا همش حرفاي توئه يه هديه از طرف خودم به تو حرفايي كه شايد دلت براشون خيلي تنگ شده باشه حرفايي كه خيلي خاطرمو مي خواد اين باغ زيبا رو داغون نكن كاري كن با رسيدن هر بهارشكوفه هاي درختش بيشتر شه تنهام نزار..... اين راه رو تا اخرش باهام بيا تا همون روزي كه اقام مي ياد اخه قراربود همه ي حرفاتو بپيچي داخل يه پارچه ي سبز هديه بدي به اون اقاي تازه از راه رسيده اللهم عجل لوليك الفرج الهي امين الهي امين اللهم صل علي محمد وال محمد وعجل فرجهم اللهم صل علي محمد وال محمد وعجل فرجهم اللهم صل علي محمد وال محمد وعجل فرجهم
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم مهر 1386ساعت 0:37  توسط شیفته ی مهدی
به نام حق يه جا ده ي انتظار و كلي اميد عجب جوونايي جمع شدن اينجا چقدر پر انرژي چقدر قدرتمند! نامه هام همش رسيد جمكرانت همون كاغذ هاي بي زبون ... همون حرفاي هميشگي همون دلتنگي هاي هميشگي... ترسم از اينه كه رو سياه شم اقا جان هميشه مي ترسم از كاروان عقب بمونم هر وقت جا موندم حتي به روي خودم هم نياوردم ترسيم ببازم ترسيدم يه وقت بچسبم به زمين اما هيچ وقت با خودم بد تا نكردم گفتم اقا دوستت داره اقا جان مي خوام بازم شيرين زباني كنم خيلي وقت بود كه از اين حرفا نزدم.. همون جاده ي انتظار اره همون ! يادته اقا روزي رو كه اولين قدم رو برداشتم ! يه نگاهي به جاده انداختم ديدم نه ، اين جاده خيلي با جاده هاي ديگه فرق داره اما ته جاده اصلا معلوم نبود رفتم رفتم اما اهسته اهسته نمي دونستم هدفم چيه ولي اين چي بود كه براي هر قدمي كه بر مي داشتم دلمو مي لرزوند؟ نمي دونستم كجا مي رم براي چي ميرم براي كي ميرم ؟ اما يه روزي ديدم يه نفر داره از همون جاده ميگه ... و كلي ادم ناله ميكنن ندبه سرايي مي كنن انگار همشون منتظرن تا به يه مهربون برسن اما هنوز نرسيده ........ من كجا اينجا كجا !!! دسته مهربونه خدا روي سرم چقدر دلم تنگ بود اخه چرا اينطوري بود منكه كسي رو نديدم چيزي نمي دونستم ازش اما خيلي عاشقش شدم عشق عشق مي فهمي يعني چي!............ ديگه فهميده بودم قضييه از چه قراره ديگه منم شدم بي قرارش تو راه اين جاده جز گل چيزي نبود اون جاده زمستون نداشت اما بارون داشت... رفتم و رفتم اولش پر از انرژي اولين باري كه زمين خوردم واي عجب روزايي بود اول راه ... يه نور به همراه نوازش منو تو اغوشش گرفت برد بالا بالا بالا چقدر اسوده بودم نه اون پرواز نبود اون يه اغوش مهربان بود يه پنجره پر از نور و... بسم الله الرحمن الرحيم يا صاحب الزمان از اينجا بود كه شروع شد .... اره اول راه اينطوري بلند شدم بازم زمين خوردم و باز هم يه لبخند ...يه لبخندي كه اروزوي ديدنش رو داشتمو دارم...... بار سوم شنيدم و ديدم كه صبر كنم تا به جاهايي زيبايي برسم ! بار چهارم ديگه با خودم گفتم وقتي اون مهربون ازم راضيه ديگه ازش چي بخوام اره اره اول راه مجنون شدم اما نفهميدم ... ديگه تموم شد گناه ديگه قهر شدم با تاريكي ديگه پشت كردم به دنيا اما رفتم به دنبال نور باز به راهم ادامه دادم گفتم انقدر ميرم تا برسم به كوي عشق اره دسته الله همون دسته مهربون ....يا رحمان رفتم رفتم زمين خوردم ديگه بارپنجمي وجود نداشت ياداوري كردم اوايل راه رو بازهم پر از انرژي شدم اما يكي بود كه خيلي حسادت مي كرد دوست نداشت سعادت منو ببينه شيطان زمينم زد منو شكوند اول راه رو از يادم برد بهم گفت بايد حسرت اونروزا رو بخوري بهم گفت ديگه هيچي مثله گذشته نيست !!! بهم گفت به راهت ادامه بده اما بدووون هيچي مثله گذشته نيست! بدون تو ديگه بي ارز ش شدي! يه مهربوني هي صدا زد برگرد بنده ي من اما نشنيدم اگه مي شنيدم جان مي دادم.... يه نگاهي به عقب انداختم يه نگاهي به جلو خيلي راه اومده بودم ولي نميدونم كه چقدر از راه مونده بود نشستم يه كنجي به اول راه فكر كردم به همون دسته مهربوني كه منو از گناه نجات داد به همون اشكهايي كه وجودم رو شستو شو داد به همونروزايي كه تازه قدم برداشته بودم...... اعوذ بالله من الشيطان الرجيم اما حالا ديگه بزرگ شدم بزرگتر و بزرگ تر و بزرگتر خيلي زمين خوردم هزاران بار اما خداوندا هيچ وقت تنهام نزاشتي باز هم با همون دستاي مهربونت بلندم كردي هر چند كه بزرگ شده باشم اما براي تو اي خدايم همان كودك اول راهم كمكم كن تا انتهاي راه همراهيم كن انقدر راه را مي رم تا به انتهاي جاده برسم تا طعم وصال را بچشم تا بيشتر از هميشه مهربانيتت را حس كنم اللهم عجل لوليك الفرج الهي امين الهي امين
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم مهر 1386ساعت 0:14  توسط شیفته ی مهدی
به نام حق السلام عليك يا ابا صالح المهدي السلام عليك يا صاحب ا لزمان يادش بخير بعد سحر چه حا لو هوايي بود .... يادش بخير روزاشو شباشو غروباشو... پنج شنبه هاشو جمعه هاشو.... نيمه شباشو... چقدر زود يادش بخير شد .....چه قدر زود رفت .... يعني واقعا تموم شد؟؟؟ اولين روز ماه رمضان وقتي نشستم پاي سفره منتظر شنيدن ربنا.....بودم انگار قرار بود بعد از شنيدن ربنا....باورم شه كه رمضان اومد! وقتي شنيدم دسته خودم نبودم اشكم در اومد نتونستم خودمو كنترل كنم! خيلي خوشحال بود م اما..... با شنيدن ربنا ي شبه اخر رمضان باورم شد كه رفت...... ديگه تموم شد به خدا اونشب هم نتونستم خودمو كنترل كنم اما اشكه اونشب خيلي با اشكه شبه اول فرق داشت.... اشكه اونشب پر از درد بود ..بدجوري بوي خداحافظي پيچيده بود همه جا ...... هنوزم كه هنوزه دل نكندم چقدر سخته! مثله همون شبهاي اعتكاف كه مهمونه خدا بوديم .... خدا حافظي هو ام داوود.... اونروز هنوزم كه هنوزه اشكمو در مي ياره ... براي روزاي اعتكاف همون لحظات اخر و مي گم خدا گفتي ام داوود بخون تا دلت ارووم بگيره خوندم خيلي هم اروم گرفتم اما حالا چي بخونم ؟ چكار كنم كه دلم ارووم بگيره ؟ خدايا حرفام خيلي زياده اما قدرت نوشتن ندارم قدرت ندارم مي دونم به خدا ناله زياد ميكنم اصلا هروقت اومدم با اشك اومدم يه حسي بهم ميگه وقتي وقته حرف زدن با تو اشكمون سرازير ميشه اين يعني اتصال برقرار شد ديگه هر چي مي خواي بگو... خدايا بعد از اين چي ميشه ؟؟؟ ماه رمضان سال بعد چي ميشه ؟؟؟ اعتكاف سال بعد چي ميشه ؟؟؟؟ نكنه ازت دور شم.... خدايا من طاقت فراقت رو ندارم .... نزار خودمو ازت دور كنم مواظبم باش مثه امروز كه با چشاي خودم مرگه دو تا جوون رو ديدم با خودم گفتم اينا ديگه مردن ديگه راه برگشت ندارن خدايا كمكشون كن خدايا مرگ رو دوست دارم اما هيچ وقت طلبه مرگ نمي كنم اخه خيلي وقته كه يه نفر بهم ياد داد كه بزرگترين تشكرت از خدا بايد اين باشه كه تو رو به دنيا اورد اره خدا ادمي كه مشكل تو زندگيش زياد داره اين يعني اينكه : تو اونو خيلي به حساب اوردي چون مي خواي دائم به يادت باشه تو چقدر بزرگ و من چقدر حقير .......... من بنده ي توام خدا منو افريدي خداي مني پرودگار مني چقدر قشنگه اين حس به ولله اين حسو با هيچي عوض نخواهم كرد خدايا من وقتي مي بينم يه ادم براي يه مدت فقط يه مدت خيلي هوامو داره بدجوري خاطرخواش ميشم اما خدا تو هميشه با من بودي اينو هميشه به زبان اوردم اما اعتراف ميكنم هنوز قلبا دركش نكردم چون اگه دركش كرده بودم فقط براي تو زندگي ميكردم..... هميشه عشق بازي ميكردم باهات دركش نكردم و دركش نكرديم اما با اين وجود با ز هم عاشقانه نگام كردي خداي مهربونم اشكام براي اينه كه دوست داشتنتو تو قلبم حسش كردم واقعا حسش كردم به همون اندازه اي كه حسش كردم شرمنده شدم من با وجود همه ي حقارت و گناه و شرمندگي يه چيز براي تو تو قلبم دارم يه چيزيكه خيلي براي تو با ارزشه اونم اينكه : خيلي دوستت دارم خدا خيلي دوستت دارم
خدا خيلي خيلي زياد ...
خدايا من گلي بودم كه تبديل شد به يه موجود خيلي خيلي باارزش شدم ادم هموني كه بعد از اينكه منو افريدي به خودت احسن گفتي در حال حاضر همون ادم داره تو دنيا زندگي ميكنه با كلي خواسته هو ارزوو از يه مادر مهربانتر بودي هر چي كه برام ضرر داشت ندادي اما بيشترياشو دادي خدايا خودت از حال و روز اين دلمون خبر داري بزرگ ترين ارزووو اومدن امام زمانم هموني كه مدت هاست كه غايبه هموني كه منم تنهاش مي زارم چقدر سخته برام نبودنش خدايا تو اي مهربان اقامونو برسووووووون تا بهت نزديك تر شيم ميخوام بيشتر حست كنم مي خوام همون اقا بياد ما رو هر چي زود تر به تو برسونه خدايا خيلي دوستت دارم اي كاش لحظات زندگيم انقدر زيبا بود تا همشو تقديم تو مي كردم اي خدا خيلي حكيمي خيلي رحماني خيلي رحيمي چقدر ارومم مي كني چقدر ارووم شدم امشب به خدا خيلي دوستت دارم
اللهم صل علي محمد و ال محمد و عجل فرجهم اللهم صل علي محمد و ال محمد و عجل فرجهم اللهم صل علي محمد و ال محمد و عجل فرجهم
+ نوشته شده در شنبه بیست و یکم مهر 1386ساعت 19:42  توسط شیفته ی مهدی
السلام عليك يا ابا عبدالله السلام عليك يا صاحب الزمان خدايا سلام خيلي وقت بود كه ديگه نبودم ....خيلي وقت بود كه هي براي اسمونت حرف زدم اما باهام هم دل نشد....خيلي وقت منتظر بودم كه منم با بارون هم صدا شم خدايا بعد اين همه انتظار رحمتت رو فرستادي رو زمين... اونشب اسمان هي گفت اشك ريخت ... امامن مات و مبهوت .. بي صدا..بدونه هيچ اشكي...فقط نگاه كردم ...ديگه حرفي نداشتم ..... ديگه خالي از حرف شدم...ديگه حتي يه لحظه با بارووون هم صدا نشدم ديگه كلمه ها ها با هام غريبه شدن.... چقدر دير از راه رسيد بارون........ الحمدالله رسيد فصل خزان باز هم نيامدي باز م نيامدي باز هم نيامدي چقدر تاريك....چقدر بوي غريبي.... چقدر دله خسته .....همه خوابن همه باز م نيامدي نيامدي جز تو چي دارم من! بي قرارم بي قرار تو كي بار سفرت رو مي بندي كي مي ياي مولا كي كي كي ؟ هميشه فقط با تو حرف زدم ... هميشه حرفاي دلمو فقط براي تو گفتم مولا .... اقام بيا اقام به قران دلم برات تنگه بيا ......تو رو به حق مادرت بيا جز عشق تو هيچي ندارم ..... اقام غم دوريت مارو مثه يه پرنده ي با لو پر شكسته كرده ... كي ميشه با اومدنت دله خسته مون رو تسكين بدي .... اقام به خدا گريه هام خنده هام همش براي توئه... اقام اروزيي به غير از تو ندارم ندارم ندارم به خدا پرنده ي بال و پر شكسته ام.... غم نبودنت ديگه حتي توان نوشتن هم نذاشته ... هر جا ميرم فقط به بهانه ي تو اقام تشنه ام تشنه ي تو ....... روزي كه يادم نباشي بدترين روزه ....به خدا روزي نبود كه به ياد تو نباشم ديگه چطور صبر كنم كجا بشينم به انتظار ت كجا برم كه با فرياد صدات بزنم مي خوام برم يه جايي كه حست كنم اقام چقدر جدايي ............ چقدر فراق.......چقدر بدونه امام زمان اقام چقدر تاريكه اينجا چقدر زندگي بدونه تو بي معني درد فراق تو رو به مسخره ميگرن.........رو زخممون نمك مي پاشن هيچكي جز خدا دركمون نميكنه خدايا تو رو به حقه عمه مون زينب اقامون رو برسوووون چقدر كلمات بامن غريبه شدن........... چقدر دير از راه رسيد باروون... رحمت خدا رحمت خدا الحمدالله الحمدالله اللهم صل علي محمد و ال محمد و عجل فرجهم اللهم صل علي محمد و ال محمد و عجل فرجهم اللهم صل علي محمد و ال محمد و عجل فرجهم اللهم عجل لوليك الفرج الهي امين
+ نوشته شده در چهارشنبه هجدهم مهر 1386ساعت 0:27  توسط شیفته ی مهدی
|
|