|
اعوذ بالله من شيطان رجيم به نام حق السلام عليك يا ابا عبدالله السلام عليك يا صاحب الزمان خدايا سلام سلام به خداي مهربانم سلام به خداي عزيز تر از جانم راستش نمي دونم اسمه اين پستو چي بزارم ..... نمي دونم از كجا شرووع كنم قبل از هر چيز به يه نكته مهم اشاره كنم بد نيست نيتم از اين وبلاگ فقط از دل گفتن بود دورو بر همه مون پر ازكتابهاي معتبره در مسير انتظار فقط نبايد به حرفه دل اكتفا كرد پس يادمون باشه منتظر بي سواد نباشيم ها .... امشب اولين باري بود كه روي ارشيو مطالب خودم كليك كردم باورتون ميشه!!! هيچ وقت به مطالب گذشته ام حتي يه نگاه هم نكرده بودم امشب اولين بار بود كه سري به نوشته هاي گذشته زدم نوشته هايي كه براي 9 ماه يا 7 ماه يا 6 ماه پيش بود يه چيز جالب كه دلم نيومد نگم راستش از بعضي از جمله هام شرمنده شدم پيشه خودم گفتم چقدر بچه بودم ...... اما پست به پست حرفام سوزش بيشتر ميشد ادم به راحتي متوجه ي اين تحول ميشه اونموقع وقتي اون حرفا رو ميزدم فكر ميكردم خيلي بزرگم بد نيست ادم به اشتباهاتش اعتراف كنه راستش اگه قرار باشه از پست هاي قبليم انتقاد كنم خيلي زياده.... مي دونيد حرفم چيه ... حس ميكنم با عشق اقا دارم بزرگتر و بزرگتر ميشم ادم وقتي از حرفاي دلش مي نويسه ضعف ها و اشتباه هاي زيادي تو حرفاش هست اخه منبع اين حرفا كتاب هاي معتبر نيست منبع اي حرفا دله ! قبلا هم گفته بودم كه هنوز خيلي راهه تا ... شايد دوساله ديگه وقتي به ارشيو نوشته ها ي ابان 86 نگاه كنم پي به اشتباهاتش ببرم من به هيچ نوع معرفتي نرسيدم من از صد در صد يه درصد هم به عنوان يك منتظر واقعي به حساب نمي يام تك تك حرفام شديدا نياز به ويرايش داره بازم ميگم منبع حرفام دله گناهكارمه حلالم كنيد اگه اشتباهي لابه لاي حرفام ... حلالم كنيد حس ميكنم هر چي بيشتر ميگذره خيلي چيزا نسيبم ميشه خيلي چيزا تغيير كرد اما ما حواسمون نيست اين شيطانه كه ميگه قبلنا خيلي بهتر بودي حالا خيلي بد شدي فقط كافيه يه سر به گذشته ها بزني اونوقت مي فهمي جز معجزه چي مي تونه باشه فقط حواست باشه هرچي قدرت فهمت ميره بالا در قبالش مسئولي در حق خودمون كوتاهي نكنيم علم و احساس بايد يه اندازه و در كنار هم باشه بخاطر اشتباهاتم حلالم كنيد اقا جان كمكمون كن تا به معرفت حقيقي برسيم اي خدا شكرت شكرت شكرت اللهم صل علي محمد و ال محمد و عجل فرجهم اللهم صل علي محمد و ال محمد و عجل فرجهم اللهم صل علي محمد و ال محمد و عجل فرجهم
+ نوشته شده در جمعه بیست و پنجم آبان 1386ساعت 23:35  توسط شیفته ی مهدی
|
اعوذ بالله من شيطان رجيم به نام حق السلام عليك يا ابا عبدالله السلام عليك يا صاحبالزمان از شر شيطان رانده شده به خدا پناه مي برم سلام خدا سلام خدا خداي جونم سلام خداي مهربونم سلام سلام به همه ي شهدا سلام به جانبازا سلام به شيميايي ها شهدا امروز مي خوام با شما حرف بزنم چند نفرتون داريد مي خونيد شهدا امروز مي خوام با بچه هاتون حرف بزنم دل مي ديد به من شهدا مي خوام از برادراتون از جانبازا از شيميايي ها بگم براتون اقا جونم من اينجا دل ندارم اشكه بچه هاي شهيدو ببينم دل ندارم دل ندارم شيرين زبوني هاشونو ببينم تو غم و غصه بابا شونو مي خوان ميگن اي كاش بابا بود *** *** ميگه از خونه نميرم بيرون چون مامان تنها مي شه بابا كجايي مامان خيلي تنهاست بابا براي كي رفتي جنگيدي براي اين ادما ؟؟؟ بابا پس چرا بابا هاي اينها هستن ولي تو نيستي ؟؟ بابا جون چرا جواب نامه هام رو نميدي بابا جون دلم مي خواست فقط براي يه بار هم كه شده بابا داشتم بابا جون مامان هميشه يواشكي گريه ميكنه چرا ؟؟؟ چرا هميشه ما بايد گريه كنيم اما ادماي بيرون عين خيالشون نباشه بابا من بيام پيشت ؟ نه نه من نمي يام اخه مامان تنها ميشه بابا چرا رفتي چرا تنهامون گذاشتي بابا نگو براي اين ادما نگو اين ادما گناه كردن براشون كلاس داره اين ادما دله امام زمانمون رو مي شكونن بابام كربلا رفتي مدينه رفتي پس چرا مامانو نبردي اخه مامان و بابا ها با هم ميرن بابا مامانم خيلي دلش مي خواد بره مدينه همش اسمشو كه مي شنوه گريه ميكنه بابا چرا تنهامون گذاشتي ؟؟؟ *** *** اقا جونم ديگه دل ندارم حرفاي جامونده ها رو بشنوم همون جانبازا رو مي گم همون شيميا يي ها رو ميگم اخه مي دوني چي ميگم ميگن *** *** رفيق اين رسمش بود مگه قرار نبود همش با هم باشيم مگه قول نداده بودي اگه تو رفتي منوهم ببري اين رسمش بود يادته اونروزا رو .... يادته ياد اون اشك ها رو يادته دلمون مي تپيد براي كربلا يادته دوكوهه روو..... يادته كربلاي 5 ... يادته هميشه از جاموندن مي گفتي مي گفتي نكنه يه وقت جابمونم رفيق تو كه رفتي ما جامونديم يادش بخير هم سنگر يادش بخير نماز شبامون يادش بخير دعاي كميلو دعاهاي ندبه مون يادش بخير دلتنگي هامون براي مدينه رفيق تو رفتي ما گرفتا ر دنيا شديم تو رفتي هو ما جامونديم از غافله رفيق نيستي ببيني چه دنيايي شده اينجا .... نيستي ببيني ..... نيستي ببيني اون مهدي اي كه ما دنبالش مي گشتيم فراموش شده اون اقا تنها شده رفيق تنها .... كجان اون مردان خدا اون سنگرها اون بچه هاي صاف و ساده كجان ؟؟؟ رفيق يه نگاه به من بنداز ببين من كجا هو تو كجا اين رسمش بود ؟!!! *** *** شهدا دلم اتيش گرفته براي دلهاي غمگين برادرانت براي شيرين زبوني هاي بچه هاي بي پدر اما چيكار كنم براي دلشون چيكار كنم چيكار كنم ما هم حرفه دل داريم به خدا ما هم جامونديم ما هم غريب شديم ما هم دلتنگي هامونو پيشه اقا مون مي بريم تو اين دنيا هيچي نداريم جز يه دل شكسته شهدا ما هم خيلي بي كس شديم ما هم دلتنگه اقا ي غريبمون هستيم ما وقتي نايبه امام زمان اقا ي خامنه اي رو مي بيينم اشكامون سرازير مي شه اخه ياد اقامون مي يفتيم شهدا ما هم دلمون شكسته دلمون براي اقا مون تنگه شهدا شما هم زمين مي خوردين ؟؟؟ انقدر زمين مي خوريم كه جاي دردش تو دلمون مي مونه انقدر بغض ميكنيم منتظر دعاي كميل مي مونيم تا بغضمون بتركه اره شهدا ما هم غريب شديم اخه تو اين دنيا جز دلتنگي هيچي ندايم تو اين دنيا به غيرت حسرت روزهاي خوب ارزوي ديگه نداشتيم مي بنيم ادمايي رو كه با غرور راه رو نادرست ميرن ادمايي كه ادعاي روشنفكري ميكنن شهدا اگه شما با تيرهاي دشمن زخمي شدين زخم دله ماها رو ديدين !!! زخم دله ما زخم زبونه شهدا يه روزي ماهم مي شيم هم سنگر شما يه روزي اقا مون مي ياد دلمون براي اونروز اللهم صل علي محمد و ال محمد و عجل فرجهم اللهم صل علي محمد و ال محمد و عجل فرجهم اللهم صل علي محمد و ال محمد و عجل فرجهم
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم آبان 1386ساعت 16:3  توسط شیفته ی مهدی
|
اعوذ بالله من شيطان رجيم به نام حق السلام عليك يا ابا عبدالله السلام عليك يا صاحب الزمان مي خوام يه داستاني رو براتون تعريف كنم براي خودم كه خيلي تاثير گزار بود دل بدين ببنيد چه خبره ببنيد شيطان چقدر .... لعنت به شيطان اين متنو با دقت بخون با دقت ديروز شيطان را ديدم در حوالي ميدان بساطش رو پهن كرد فريب مي فروخت مردم دورش بودن دورش جمع شده بودند، هياهو ميكردند و هول ميزدند و بيشتر ميخواستند. توي بساطش همه چيزبود:غرور،حرص،دروغ و خيانت، جاهطلبي و ... هر كس چيزی ميخريد و در ازايش چيزي ميداد. بعضيها تكهاي از قلبشان را ميدادند و بعضي پارهاي از روحشان را.... بعضيها ايمانشان را ميدادند و بعضي آزادگيشان را. شيطان ميخنديد و دهانش بوي گند جهنم ميداد. حالم را به هم ميزد. دلم ميخواست همه نفرتم را توي صورتش تف كنم. انگارذهنم را خواند. موذيانه خنديد و گفت: من كاري با كسي ندارم ،فقط گوشهاي بساطم را پهن كردهام و آرام نجوا ميكنم . نه قيل و قال ميكنم و نه كسي را مجبور ميكنم چيزي از من بخرد. ميبيني! آدمها خودشان دور من جمع شدهاند. جوابش را ندادم. آن وقت سرش را نزديكتر آوردو گفت: البته تو با اينها فرق ميكني. تو زيركي و مومن. زيركي وايمان، آدم را نجات ميدهد. اينها سادهاند و گرسنه. به جاي هر چيزي فريب ميخورند. از شيطان بدم ميآمد.حرفهايش اماشيرين بود. گذاشتم كه حرف بزند و او هي گفت و گفت و گفت...... ساعتها كناربساطش نشستم تا اين كه چشمم به جعبهاي عبادت افتاد كه لا به لاي چيزهاي ديگر بود. دور از چشم شيطان آن را برداشتم و توي جيبم گذاشتم با خودم گفتم: بگذار يك بار هم شده كسي، چيزي از شيطان بدزدد . بگذار يك بار هم او فريب بخورد. به خانه آمدم و در كوچك جعبه عبادت را بازكردم توي آن اماجز غرور چيزي نبود. جعبه عبادت ازدستم افتاد و غرور توي اتاق ريخت. فريب خورده بودم، فريب. دستم را روي قلبم گذاشتم،نبود!!!! فهميدم كه آن را كنار بساط شيطان جاگذاشتهام. تمام راه لعنتش كردم. تمام راه خدا خدا كردم. ميخواستم يقه نامردش را بگيرم. عبادت دروغياش را توي سرش بكوبم و قلبم را پس بگيرم. به ميدان رسيدم، شيطان اما نبود آن وقت نشستم وهاي هاي گريه كردم اشكهايم كه تمام شد،بلند شدم . بلند شدم تا بيدليام رابا خود ببرم كه صدايي شنيدم ، صداي قلبم را. وهمانجابياختيار به سجده افتادم و زمين را بوسيدم. به شكرانه قلبي كه پيدا شده بود هم سپاهيا خواهش ميكنم مراقبه خودمون باشيم فريب نخوريم شيطان هميشه تو وجودمونه همين امروز فقط همين امروز سعي كن حواست بهش باشه اصلا بهش محل نده ببين خدا رو شاد كردن چه لذتيه خواهش ميكنم هم سپاهيا از شيطان دور شيم تنها راهش پناه بردن به خدا فقط يه روز با شيطان مبارزه كن ببين چه لذتيه خدا به شيطان گفت كه بنده هاي خالصش هيچوقت دل به شيطان نمي دن خدا اينو با افتخار گفت چرا ما بنده ي خالص نباشيم بيا فقط براي يه روز هم كه شده پيروز شيم با شيطان مبارزه كنيم بابا چرا دل دادي به شيطان چرا فريبشو خوردي برگرد برگرد برگرد به دنياي قديمي برگرد نزار شيطان بهت بخنده كاري كن لبخند رضايت خدا توش باشه شيطان بهت مي خنده چي فكر ميكني اخه شيطان اينو خوب ميدونه كه تو بالاخره مي ميري اما اين تويي كه فراموش ميكني برگرد فرشته ي وجودت رو درياب نزار بيشتر از اين گرد بگيره يه خونه تكونيه ديگه اره به خدا يه شروع دوباره بياهو از حالا شروع كن برگرد نزار غرق در لجنزار شي اقامون دلش گرفته اقا مون تنهاست اقا جونم الهي كه قربونت بشيم كمكمون كن ما مي تونيم كاري كنيم كه روزي صد بار متولد شيم ما مي تونيم روزي صد بار خالصانه توبه كنيم خدايا توبه خدا يا صدامو مي شنوي خدايا منو مي بخشي خدايا دوسم داري خدايا دلت برام تنگ شده بود خدايا من دوباره اومدم دوستت دارم دلم برا ي خدامه قلب هر ادم حرم خداست بزار خدا همونجا بمونه خدايا تو چقدر به من نزديك تري حتي ازم خودم هم به من نزديكتري اين خيلي حرفه ها ...... خدا از خودمون هم به ما نزديك تره تو از شيطان دوري كن خدا رو از قلبت بيرونش نكن چيه گناه كاري بابا چي ميگي خدا بدتر از اينا رو بخشيده جوونا ماها قلبامون خيلي تازه ست خدا جوونا رو خيلي دوسشون داره از يه جايي شنيدم وقتي يه جووني نماز مي خونه يا عبادت ميكنه خدا با افتخار به فرشته ها ميگه بياين ببينيد اين جوونه خوش سيماي منو ببين چقدر زيباست فرشته ها با لذت نگاه ميكنن اهاي جوونا خيلي دلتون پاكه اگه گناه كرديد توبه كنيد توبه كنيد اگه هميشه عبادت كردي مغرور نشيد بدونيد كه هنوز نيازمنديد هنوز هم بايد گداي درگاه پروردگار باشيم ياد خدا و رضايت خدا خدا خدا خدا زندگيتو به ياد خدا بگذرون به چي قسم بخورم كه خدا همين الان تو وجودته اگه صداشو مي شنيدي جون مي دادي براش چون هميشه با عشق با بنده هاش حرف مي زنه بابا ما بنده شيم اون خداي ماست بارونه امشب صداي خداست بوي خدا از اسمون اومده خدايا عاشقتم خدايا عاشقتم خدايا ديوونم نكن نوكرتم اي خدا دوستت دارم دوستت دارم لعنت به شيطان خدايا ما رو از اين مو جود كثيف دور كن خدايا دله امام زمانم رو ازمن شاد كن خدايا همين الان سلامه ما رو به اقامون برسون خدا جون چقدر عشقي چقدر ... اه اي خدا اي كاش يه كلمه اي بود يه جمله اي بود كه همه ي حرفامو مي زد همه ي عشقمو رو ميكرد نوكرتم نوكرتم خدايا ظهور اقا مون ظهور سرپرستمون رو نزديك تر كن خداجونم تو رو به عمه مون زينب قسم ظهور اقا مون رو نزديك تر كن جوونا فرشته ها منتظرن تا با صلوات صفايي به قلبت به حرم خدا بدي اللهم صل علي محمد و ال محمد وعجل فرجهم اللهم صل علي محمد و ال محمد وعجل فرجهم اللهم صل علي محمد و ال محمد وعجل فرجهم
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم آبان 1386ساعت 0:6  توسط شیفته ی مهدی
|
اعوذبالله من شيطان رجيم به نام حق السلام عليك يا ابا عبدالله السلام عليك يا صاحب الزمان السلام عليك يا مهدي سلام بر پدره خسته دلم سلام بر پدر صبورم چقدر دلم تنگ است ... براي روزهايي كه هنوز نيامده... براي روزهايي كه انتظارش رو ميكشيم.... چقدر دلم تنگ است براي جاده هايي كه روزي چراغاني خواهد شد .... براي قاصدك هايي كه هميشه انتظارش را ميكشيم... چقدر دلم تنگ است براي شادي كردن دركنار تو.... چقدر دلم تنگ است براي ان اسماني كه دگر غمگين نباشد ... چقدر دلم تنگ است براي گل هايي كه قراراست وقتي از غنچه در ايند كه تو بيايي .. براي شب و روزهايي كه ثانيه به ثانيه اش را بايد از طلا گرفت... براي ان لحظاتي كه چقدر به زيبايي و پاكي مي گذرد ... چقدر دلم تنگ است براي يك دنياي روشن... دنيايي كه ازارمان ندهد .. دنيايي كه دله ادم هايش از سنگ نباشد پر از مهرباني و محبت باشد... اه مولايم ... دلم تنگ است براي وجود سرشار از محبتت ... دلم تنگ است براي شنيدن صدايت... براي ديدن انكسي كه هزاران جمعه انتظارش را كشيدم ... مولايم دلم گرفته از روزگار ... از دنياي غريب .. از جمعه هاي بي خبر!! مي خواهم از زيبايي ها بگويم از زيبايي هايي كه با خود مي اوري .. از زيبايي هايي كه تشنه اش هستيم از زيبايي هايي كه در عمرمان نديده ايم... اما چطوربگويم ؟؟؟ اخر پدرم من اينجا جز بي عدالتي طمع كينه حسد دورويي هيچ نديده ام !!! چطور مي توانم از زيبايي هايي كه خواهي اورد بگويم ؟؟؟ پدرم اينجا همه مي دون براي لقمه ي حرام... براي خوش گذرانيه زودگذر ... براي اينكه نا م هايشان را به كرسي بنشانند... اينجا ادم ها با هم قهرن .. فقط وقتي همديگر را مي خواهن كه منفعتي در كار باشد... خدايا با وجود اين همه نامهرباني ها دگر چطور صبر كنيم براي يك دنيا مهرباني ؟؟؟ اخر بنده هاي نا مهربانت سنگمان ميزنن.... اشكهايمان را سرازير ميكنند ... چطور مي توانند انقدر بي تفاوت باشند... مولايم بيا تا يتيمان يتيم تر نشوند ... بيا تا ديگر فرزند شهيدي دلش خون نباشد... بيا تا ديگر جانبازي تحقير نشود... بيا.... بيا .... بيا .... بيا...... بيا تا ما هم طعم خوشه شهادت را بچشيم .... بيا تا عاشقانت در ركابت جانشان را فدايت كنند بيا..... بيا .... بيا....... تو مي ايي مولا.... تو مي ايي و ما هم شاهد انهمه زيبا يي خواهيم شد... تو مي ايي و يه دنيا مهرباني با خود مي اوري و ما به اميد انرزو زندگي ميكنيم به اميد انروز همه ي نا مهرباني ها را تحمل ميكنيم به اميد انروز چشم هايمان را راهيه جاد ه هاي بي عبور مي كنيم به اميد انروزحرفهايمان را زندانيه دل هايمان مي كنيم .... به اميد انروز منتظر جمعه هاي بعد مي مانيم... اين دوري ذره اي از عشقمان را كم نمي كند بلكه تشنه تر و تشنه تر و تشنه تر مي شويم !! براي امدنت وجودمان را شستو شو مي دهيم دلمان هر گز ناميد نخواهد شد هرگز هرگز هرگز......... براي ظهور هر چي زود تر مولامون سه صلوات اللهم صل علي محمد و ال محمد و عجل فرجهم اللهم صل علي محمد و ال محمد و عجل فرجهم اللهم صل علي محمد و ال محمد و عجل فرجهم
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم آبان 1386ساعت 0:27  توسط شیفته ی مهدی
|
اعوذ بالله من شيطان رجيم به نام حق السلام عليك يا ابا عبدالله السلام عليك يا صاحب الزمان هم سپاهيام سلام همسنگرا سلام گلاي اقام سلام امروز برام اتفاقه جالبي افتاد بعد از مدتها رفتم تا كتابهاي گذشته رو مرتب كنم خيلي چيزاي جديد پيدا كردم بعضي هاشون رو كه اصلا نمي دونستم فكر ميكردم گم شده …. اما يه چيزي يه چيزي بدجوري دلمو سوزوند يه كاغذ و نوشته چقدر برام اشنا بود بازش كردم مي دوني چي بود؟؟؟ يه نامه از طرف خودم به اقا يه نا مه اي كه جاي اشك روش مونده بود قراربود بره جمكران فكر ميكردم فرستادمش كه بره اما اين نامه جا موند لابه لاي وسايل قديمي …. وقتي خوندمش دلم مي خواست از خونه بزنم بيرون برم يه جايي خلوت كنم فقط گريه كنم اقا جونم اقاجونم اقاجونم حرفامو خوندي مي خوام نامه ي جامونده رو اينجا بنويسم تا بره جمكران تا نامه رسونا ببرنش هم سپاهيا مي گن جامونده ها رو اقا خودش مي بره جمكران اقام اين نامه رو بردي جمكران ..... * * * * اقا جان سلام يه سلام به همراه كلي دلتنگي يه سلامي كه خيلي خوشبحالشه چون از طرف اقام عليك مي گيره ... اقا جانم كجايي ؟ اقا جانم تاكي؟ اقا جانم : جمكرانت اقاجانم :نامه هام اقا جانم : عاشقات مولا چي بگم به دلم تا ارووم بگيره اقا جانم چي بگم به اشكم تا سرازير نشه چي بگم چي بگم چي بگم صبر صبر صبر اقام اخه تا به كي اقا م اين دلم داره مي تركه همه از جمكرانت ميگن اقا م ميگن جمكران عجب صفايي داشت ... اقام همه بغضشون مي تركه وقتي مي يان اونجا ... اقام مي گن كه نامه تو رسونديم .... ميگن تو هم اونجا بودي... اقام دلم خيلي برات تنگه ... اقام من پاي صحبتشون مي شينم .. براي حرفاشون فقط دل كه نمي دم جونمم ميدم ...با دلو جان به حرفاشون گوش ميدم تو ذهنم تصور ميكنم كه منم يه روز از اون در وارد مي شم زل مي زنم به گنبد سبزت باهات حرف ميزنم ديگه كتبي حرف نمي زنم شفاهيه شفاهي اقام دلم برات تنگه خيلي دلم برات تنگه نمي زارم از پيشم بري نمي زارم تنهام بزاري من پاي صحبتشون مي شينم ....منم دلم برات تنگه ...به خدا منم دلم مي خواد بيام جمكران بازم بگم اقا جونم..... منم دوست دارم زل بزنم به گنبد سبزت ... منم دوست دارم مهمونت شم ...منم دوست دارم فقط براي يه بارم شده از طرف عاشقات برات نامه بيارم ..منم دوست دارم بشينم توي حياط جمكران وباهات حرف بزنم ...منم دوست دارم از جمكرانت بگم اقا جونم دلت برام نمي سوزه ... اقام وقتي نمي تونم تا جمكرانت بيام چطور بگم كربلا مي خوام اقا جان چه جوري بگم فقط براي يه بارم شده برم بقيع اقا جانم دلم تنگه اقا جانم دلم خونه تا كي حرفامو تو اين ورقا بنويسم اقا جانم اگه بياي مي يام پيشت دو زانو مي شينم با هات حرف مي زنم خدايا تو خيلي بزرگي تو خيلي حكيمي ما اقا رو تو قلبمون حسش مي كنيم اما تورو تو همه ي وجودمون .... خدايا خودت مي دوني تو دلمون چه خبره...اينجا به اشك هامون مي خندن بهمون ميگن شما هميشه غمگينين درد دلامون رو نمي فهمن يا الله يا رحمن يا رحيم اقا مونو برسون خدايا دلت مي ياد ما بي صاحب و تنها بمونيم خدايا خودت بهتر مي دوني ديدي ما ها رو... يكيمون خورد زمين گفت ديگه بلند نمي شم موند تو غربت و غريب شد يكيمون بلند شد اما باز هم زمين خورد و بلند شد و بازهم زمين خورد ....... يكي مون پر كشيد و رفت....... خدايا راه تاريكه كمكمون كن دلم مي خواد برم وسط بيابون هيچكي اونجا نباشه فقط از ته دلم داد بزنمو داد بزنم داد بزنم ضجه بزنم ناله كنم اقا اقا اقا كي وكجا وعده ي ديدار ما يا حق * * * * خدايا خدايا اقامونو برسون تو رو به حق شهدا مون قسم تو رو به عمه مون زينب قسم خدايا تورو به عمه زيبنبمون قسم اقا مونو برسون اقا مونو برسون به جوونامون كمك كن خدايا دنيا تاريك تر از اين نشه خدايا كمكمون كن كمكمون كن اللهم صل علي محمد و ال محمد و عجل فرجهم اللهم عجل لوليك الفرج الهي امين اللهم صل علي محمد و ال محمد و عجل فرجهم
+ نوشته شده در شنبه نوزدهم آبان 1386ساعت 13:53  توسط شیفته ی مهدی
اعوذ بالله من شيطان رجيم به نام حق السلام عليك يا ابا عبدالله السلام عليك يا صاحب الزمان سلام قبل از اينكه حرفامو بزنم ازتون خواهشي دارم فيلمه استعاذه رو به هر وضعي كه شده تهيه كنيد و ببنيد ... با اجازه خدا و صاحب الزمان امروز مي خوام از شيطان بگم هم سپاهيا حواسمون خيلي جمع باشه ها!!! نكنه ما هم يكي يكي ازمون كم شه نكنه ما هم گرفتار وسوسه شيم وقتي هم سپاهيا دور هم جمع مي شن به حرفاي هم گو ش مي دن اين وسط شيطان خيلي زجر مي كشه حسابي حرص مي خوره از هر راهي وارد مي شه تا كاسه كوزه ها رو بهم بريزه هم سپاهياي عزيزم ... هم سپاهياي خسته ..... هم سپاهياي منتظر... هم سپاهاي دلشكسته ......نكنه شيطان ما رو از هدفمون دور كنه ديدي تا حالا يه هيئت به اسمه امام حسين برگزار مي شه بعضي وقتا بين بچه هيئتي ها .... اون شيطانه كه اين بلا به سرمون مي ياره اون شيطانه كه نمي تونه چند تا ادم خوب رو دور هم ببينه اهاي عاشقا اگه مي خواين خالص بشيد مي دونيد اولين كاري كه بايد بكنيد چيه ....؟ كينه فقط اين كينه رو نابود كنيد فقط اين كينه رو از بين ببريد نزاريد بياد تو قلبتون اگه بياد هزار چيز ديگه پشت سر خودش مي ياره غيبت ...حسد... قتل... خودكشي ... چشم و هم چشمي ...دروغ همه ي ادما رو از ته قلبت دوستشون داشته باش حتي اگه بدترين كار رو در حقت كرد بخشش كن مگه ما خودمون كي هستيم؟؟؟ غير از اينه كه نيازمند به بخشش خداييم !! من تنها نيستم يه چيزي هميشه تو وجودمه صداش صداي خودمه يه طوري باهام حرف مي زنه انگار كه خيلي دوسم داره اما هميشه غمگينم مي كنه اونوقتايي كه نا اميدم بيشترمي ياد سراغم بيشتر حالمو بد مي كنه چون اون عاشقه نااميديه افسرده ام مي كنه انگيزه ي زندگيم رو از بين مي بره تو وجودمونه همين حالا كه داري حرفامو مي خوني تو وجودته داره حرص مي خوره اون قسم خورد كه تا قيامت تو وجودمون باشه هر وقت غمگينم بيشتر سراغم مي ياد اما ... به غير از شيطان فرشته اي تو وجودمون هست همون فرشته اي كه بهت ميگه اول وقت نمازتو بخون همون فرشته اي كه ترس از مرگ رو يادت مي اره همون فرشته اي كه قدرته از خدا نوشتن.. از اهل بيت نوشتن رو بهت ميده همون فرشته اي كه اسمه ساقي منتظر ناشناس عاشقه مهدي سرباز بي پلاك ساحل محرم دل عشاق مهدي فرستاده و... رو براتون انتخاب كرده همون فرشته اي كه دلتنگتون ميكنه اشكي ميشه تا روحتون رو شستو شو بده همون فرشته اي كه جز اعمال شايسته هيچ انتظار ديگه اي ازمون نداره همون فرشته اي كه تا يه كار خوب مي كني فوري ميره به خدا خبر ميده تا لبخندشو ببينه چطور دلت مي ياد اين فرشته رو ناديده بگيري چطور چطور ؟ چطور دلت مي ياد شيطان رو به فرشته ترجيح بدي به فرشته ي وجودت پي ببر از شر شيطان به خدا پناه ببر فقط همين تنها راه نجاته همينه هم سپاهي هام هر وقت افسرده هو غمگينو نااميدي بدون كه شيطان رفته تو جلدت هم سپاهي هر وقت توبه كردي خيلي حواست بايد جمع باشه ميدوني چرا چون ازاون موقع به بعد منتظر يه فرصته تا فراموش كني هو باز بياد سراغت و نااميدت كنه تنها را ه خلاصي پناه بردن به خدا ست فقط حواست باشه از صبح تا شب يه ريز باهات حرف ميزنه حتي يه لحظه هم تنهات نمي زاره هميشه باهات حرف مي زنه صداش صداي خودته صداش بلند نيست فقط تو تنها صداشو مي شنوي تو رو خدا حواست باشه چون اون منتظر فرصته تا فراموشش كني باز بياد سراغت هم سپاهي هم سپاهي خودمونيما تا حالا شده حسي مثله حسادت يا كينه بياد سراغت بگي نه دروغه حرفم اينه كه از حالا به بعد حواست باشه اين شيطانه كه با به وجود اوردن اين حسو حال مي خواد حواستو پرت كنه مي خواد به هر طريقي كه شده با اين حسو حال زمينت بزنه هم سپاهياي عزيزم هم سپاهياي عزيزم هم سنگر هاي هميشگي ام همدم هاي منتظرم گلهاي اقام مي دوني بايد چيكار كنيم تا پوز شيطان بزرگ رو به خاك بماليم هروقت احساسش كردي ازته دلت خدا رو صدا بزن خدا رو صدا بزن بگو از شر شيطان به تو پناه مي برم با اين كارت شيطان داغووون ميشه از اين رابطه قشنگت با خدا حسرت مي خوره اعوذ بالله من شيطان رجيم اي شيطان رانده شده چي خيال كردي شايد خيلي وقتا زمينم زده باشي اما خيلي وقتا هم من پوزتو به خاك ماليدم ديدي كه هر وقت دلم گرفت نيومدم سراغ تو رفتم سراغ خدا اهاي ادمايي كه هميشه توبه مي كنين اينجاست كه مي گن خيلي خوشبحالتونه اهاي ادمي كه هي توبه مي كني هو بعد از خودت دلخوري كه چرا توبه شكستي چرا معطلش مي كني چرا شك داري توبه كن باز هم توبه كن اين شيطانه كه ازت مي خواد شرمنده باشي هي غمگينت مي كنه وگرنه خدا خيلي بخشنده تر از اين حرفاست اهاي هم سپاهي ها بيا ين از امروز به بعد ما شيطانو زمينش بزنيم ديگه نمي ترسم كه قراره دوساله بعد چي به سرم بياد ديگه نمي ترسم از حالا به بعد هر وقت شيطانو تو درونت حسش كردي به خدا پناه ببر غير ممكنه محاله كه خدا جوابتو نده خدا نه تنها كه جوابتو مي ده باتموم عشق تو رو تو اغوشش مي گيره خيلي حالم خوبه خيلي حالم خوبه خدا يا شكرت خدايا شكرت براي اينكه شيطانو فراريش بديم سه تا صلوات فقط حواست باشه با اين صلوات شيطان حسابي داغووون مي شه اللهم صل علي محمد و ال محمد و عجل فرجهم اللهم صل علي محمد و ال محمد و عجل فرجهم اللهم صل علي محمد و ال محمد و عجل فرجهم
+ نوشته شده در پنجشنبه هفدهم آبان 1386ساعت 20:51  توسط شیفته ی مهدی
|
به نام حق السلا م عليك يا ابا عبدالله السلا عليك يا صاحب الزمان السلام عليك يا امام صادق سلام به رييس مذهبمون سلام به اقايي كه خيلي غريبه يا صاجب الزمانم تسليت ميگم يا فاطمه ي زهرا تسليت مي گم مادرم امام صادقم از كجاي غريبيت بگم از بقيع شروع كنم اقا ... تا كجاشو بگم بقيع بقيع بقيع اقاجان امام صادقم بقيع يه عشق ديرينه اييه اقام يادمه وقتي بچه بودم خدا بيامرزه مادربزگمو از وقتي از مكه برگشته بود صداي اذان رو كه ميشنيد گريه ميكرد! كنجكاو شده بودم يه بار نشستم پيشش كه ببينم تو تلويزيون چي مي بينه ! ديديم يه مكاني كه چند قبر خيلي ساده اينجا كجاست !؟ حاجي خانمم چي شد چته چرا انقدر گريه ميكني؟؟ ديدي تا حالا بچه ها رودل ندارن اشك مادربزرگو ببينن ....... انگاري صدامو نمي شنيد.... انگاري چشاش گره خورده بود به تصوير بقيع......... مدام گريه مي كرد...... منم كه نمي دونستم قضييه چيه از گريه ي مادربزرگم گريه ام مي گرفت اما حالا مي فهمم راز اون گريه ي اشك اور چي بود از اون وقت به بعد هر وقت اون تصوير رو مي ديدم ياد حال بزرگم مي يفتادم دلم مي گرفت اما حالا .... كجايي حاج خانمم كه امشب شبه غريبيه امام صادقمونه امشب همه جا تصوير بقيع تصوير مظلوميت امام صادق جلوي چشمامونه امشب اگه بودي با هم گريه ميكرديم برام از غريبيه بقيع مي گفتي.... يا امام صادق از عنايت شما بود كه توي بچگي حسه غريبيتون تو دلم جوونه زد امام زمان اقاي مهربونم امشب بقيع چه خبره اقام ... اقام اگه بياي ديگه شيعه هات نمي زارن بقيع غريب بمونه اقا مون مادرمون ... چرا مادرمون .. اقام امشب كجاها مي ري اول ميري پيشه مادرمون تسليت ميگي براي امام صادق اشك مي ريزي مادرمون مهديشو تنها نمي زاره اشكاشو پاك ميكنه دلشو اروم مي كنه اخه دل نداره ناراحتيشو ببينه از وقتي متوجه اين موضوع شدم اقام بدجوري بيچاره شدم از وقتي فهميدم دلت براي شيعه ها تنگ ميشه از وقتي فهميدم خيلي دلت مي خواد برسه اونروزي كه مي ياي از وقتي فهميدم منتظري كه لحظات انتظار به سر بياد اقام شنيدم براي اومدن تشنه تر از مايي اقام شنيدم دلت مي خواد هر چي زودتر عاشقات تو رو ببينن و تو عاشقاتو ببني اقام بميرم براي دلتنگي هات بميرم براي تنهاييا ت بميرم براي غريبيت اقام امشب رفتي پيشه مادرمون سلام ما رو بهشون برسون بگو كه امشب خيلي ها بهونه مادرو مي گيرن بگو يه سر بزنه اقام بگو از نغمه هاي دلتنگي هامون براي گله ياس اهاي عاشقا امشب عجب شبيه امشبو ديگه از دست نديما شبه شهادت رييس مذهب امشب خيلي فرج مولامونو بخوايم امشب خواسته ها رد خور نداره ها !!!! امشب اقامون حواسش خيلي به ماهاستا امشب عجب شبيه شبيه كه وقتي تموم شه ............ بازم دلتنگش مي شيم از همون شبايي كه دل نداريم خدا حافظي كنيم يا علي براي شاديه دله امام صادقمون امامي كه واقعا غريبه امامي كه تو شهادتش يادي ازش ميكنيم صلواتي بفرست كه به اقات بگي اقام شرمنده ام منو ببخش مطمئن باش كه فرشته هر لحظه منتظرن كه اين صلواته رو بفرستي چون امشب شبه صلواته ...... اللهم صل علي محمد و ال محمد و عجل فرجهم اللهم صل علي محمد و ال محمد و عجل فرجهم اللهم صل علي محمد و ال محمد و عجل فرجهم
+ نوشته شده در سه شنبه پانزدهم آبان 1386ساعت 2:36  توسط شیفته ی مهدی
به نام حق السلام عليك يا ابا عبدالله السلام عليك يا صاحب الزمان سلام به پدر خسته دلم سلام به پدر مهربانم سلام به امام زمانم سلام به همه ي زندگيم اقا جونم سلام اقاي مهربونم سلام بابا جان نمي دوني چقدر امشب دلم برات تنگه چيكار كنم بابا مهدي خيلي دوستت دارم اي كاش مي شد همين الان جمكرانت بودم مثله عاشقاي جمكراني ديگه ميرفتم يه كنجي ميشستم با نگاه واشك به گنبد سبزت با هات حرف مي زدم اقا كي ميشه اونروز ... به خدا ارزوي اونروزو دارم لحظه شماري ميكنم اقا م من اگه بيام جمكرانت فقط يه بار فقط يه شب ديگه ادم سابق نمي مونم اقام بعد از اين همه دير اومدن بعد از اين همه نيومدن اقام اگه فقط يه بار بيام بهت قول مي دم .... دلم براي خداتنگه دلم براي شبايي كه چقدر قشنگ باخدا حرف مي زدم شباي رمضان چشم تو چشم اسمون جوابمو مي داد دلم براي همه ي روزاي قشنگ تنگه اقام يا صاحب الزمان تورو به همه ي ادماي خوبت كه خيلي دوسشون داري قسم مي دم كه كاري كن وقتي براي اولين بار اومدم جمكرانت در مقابل دنيا ايمن شم اقام مومن بودن چقدر قشنگه با خدا زندگي كردن چقدر قشنگه اقام نا اميد نيستم ناراحت نيستم خيلي سرحالم محكم قوي همينطوري كه خدادوست داره هو لبخند ميزنه همونطوري فرشته ها شادي ميكنن فقط يه چيز خيلي ازارم ميده وقتي به اون فكر مي كنم داغون مي شم نكنه اقام الان دلش گرفته نكنه اقا م دراه اشك ميريزه نكنه اقام درد داره تو دلش اقام اقام كجايي اقام هر جا كه هستي فقط يه لحظه پيشه خودم باش مي خوام باهات حرف بزنم امشب مي خوام باهات درد دل كنم اقا م روزاي جمعه حواسم به دور و اطرافم هست ..... به پرنده هايي كه جلوي راهمن وقتي بهش ميرسم مي پرن ! به پرنده هايي كه بالاي درختا نشتن دارن نيگام مي كنن ! به پروانه هايي دور هم مي چرخن به قدم هايي كه شايد اشنا باشه به بارون به نسيم صبح اينا همش بركت وجود مولامه اينا همش بوي اقامو مي ده خوشحال ميشم اما بازم دلم ميشكنه يا فاطمه ي زهرا مادر مادر مادر دلت مي ياد بي تابي امتت رو ببيني مادر مادر به خدا خودت مي دوني حرفه الكي نميزنم اين حرفا فقط نوشته نيست كه.... از قلبم مي ياد قبلمو به درد مي ياد از شدت درد سرگردانم مي كنه مادر غايب بودن اقا مون خيلي سخته اين فقط مادره كه درد دل بچه هاشو بهتر مي فهمه مادر تو رو به عمه مون زينب به دادمون برس مادر خيلي سخته نبودن ادمي كه .... مادر وقتي اقا نيست چقدر ادما اذيتمون ميكنن مادر دله جوونايي كه به عشقه اقا قدم بر مي دارن رو مي شكنن مادر تهمت تهمت مي زنن مادر مادر گلي رو كه تازه از غنچه در اومده رو پژمرده ميكنن مادر به خدا جز عشق مولا هيچي تو وجود گله نرگسي ها نيست تهمت تهمت تهمت اهاي ادما ! بالاخره همينطور كه نمي مونه يه روزي اقامون مي ياد يه روزي از دنيا مي ريد مادرمون گله ميكنه ازتون........... شماها كه حواستون خيلي پرت شده حواستون باشه شايد همين فردا از دنيا رفتيد ..... به خودتون رحم كنيد ما گله نرگسي ها حتي 4 نفر از مون بمونه بازم به كارمون ادامه ميديم.... مادر تا كي بايد دلمون درد داشته باشه تا كي بايد .......اي خدا به دادمو برس به دادمون برس به دادمون برس يا فاطمه ي زهرا چقدر سخته كه نمي دونيم قبر مادرمون كجاست خدايا اي خداي بزرگ ...... اقامونو برسون اقامونو برسون اقامونو برسون صلوات امروز فقط براي اقامون فقط براي اومدن مولامون اللهم صل علي محمد و ال محمد و عجل فرجهم اللهم صل علي محمد و ال محمد و عجل فرجهم اللهم صل علي محمد و ال محمد و عجل فرجهم
+ نوشته شده در یکشنبه سیزدهم آبان 1386ساعت 4:29  توسط شیفته ی مهدی
السلام عليك يا ابا عبدالله السلام عليك يا صاحب الزمان سلام بر عاشقان كربلا سلام بر شهداي شلمچه سلام بر تخريب چي هايي كه حسابي پر زدن سلام بر .... سلام رمضانعلي ها سلام اقا سيد مهدي سلام اقا مهدي زين الدين سلام محمدرضا سلام گمنام ها ....... درسته هيچوقت طعم خوش همسنگر بودن رو نچشيدم هيچوقت هيچ نارنجكي پيش پام منفجر نشد هيچوقت با چشماي خودم پرواز رفيقام برادرام رو نديدم مي دونم مي دونم اما انقدر حس وحالتون برام صفا داره كه خودم باورم نميشه اسم جبهه كه مي ياد تنها چيزي كه بهش فكر نمي كنم سختي هاشه هميشه غبطه مي خورم به اون حسو حال به اون شجاعت ها ... رمضانعلي تو كه زن و بچه داشتي چي شد كه رهاشون كردي رفتي جبهه مهرداد (رمضانعلي) تو كه سني نداشتي برادر اما تعريفتو خيلي شنيدم شنيدم خيلي بيشتر از سنت مي فهميدي تو هموني هستي كه .... بابا بخوام بيشتر بگم كه حالم خراب ميشه حسابي.. اقا مهدي محمد رضا بابا گمنامها شما ديگه چرا چه قدر بيخبر رفتين هنوز بچه هاتون منتظرن به خدا بد درديه بي پدري..... اما من ميدونم جواب همه ي اين چراها رو ..... خودتون بوديد و فرش زير پاهاتون خاك بود اسمونتون به خدا نزديك تر بود پرنده ها جلوي چشماتون بودن ادماي دوربرتون همشون ادم كه نبودن فرشته بودن اخه قربونتون بشم منم بودم دل نمي كندم از اونجا منم بودم ... خاك پاي همه تونم بابا ما كه جز دلبستگي چيزي نداريم يكي از دلخوشي هامون از راه رسيدن پنج شنبه هاست و سر زدن به پاره هاي تنمون انصافا خودتون بگيد غير از اينه؟؟؟ شما ها چي ؟؟ تو چي رمضانعلي هيچ وقت بهم سر زدي هيچ وقت اومدي بگي مثله بچه ي خودم دوستت دارم ؟ دلم براي همه ي ادماي خوب تنگه .... دور و برم يه چيزايي مي بينم شهدا! يه چيزي خيلي ازارم مي ده خيلي نمي دونم رزمنده ها پستتون به كلبه ي من مي خوره يانه!!! بعضي از رزمنده ها برادر از دست داده ها در واقع جامونده ها ..... ادم وقتي مي بينشون يا اينكه دوكلمه باهاشون هم صحبت ميشه اشكش در مي اد يكي رو مي شناسم اي خدا هر وقت رفتم پيشش عكساي دوران جنگشو اورد بيرون يكي يكي برام تعريف مي كرد اين كي بود؟چي شد؟ كجا ؟ چه چوري؟ خوي معلومه اخرش چه حالي داشت .... اما با چشماي خودم به خدا ديدم خيلي از رزمنده ها كه فراموش كردن روزاي جنگ فراموش كردن اونروزايي رو كه با بهترين ها سرو كار داشتن اونروزايي رو كه خيلي ها غبطه شو مي خورن.... فقط وقتي به رزمنده بودنشون پي مي برن كه حرف از پول پله شه اخه اين رسمشه؟؟؟ چرا به ما ميرسه اينطوري مي كنيد بابا پس ما ها بايد دلمون به كي خوش باشه اما حيف حيف .... وقتي بهشون ميگي اه و ناله مي كنن و ميگن روزگار اين بلا رو به سرمون اورده اما مگه خدا توبه پذيرنيست نعوذبالله ؟؟؟ شماها كه خيلي بحثتون جداست شما اگه بخواين برگردين هزار دوست و رفيق مي شن ضامنت نگو نه نگو ديگه كا ر از كار گذشته شما رو به خدا جوونا ديدين خونواده ي شيمايي ها رو... يه ادمايي رو مي شناسم راجع بهشو شنيدم كه تو تو دوران جنگ بينهايت شوخ بودن اما حالا پشت سر يه جمله حرفشون يه ساعت خنده بود.... اما حالا چي؟؟ به طرز فجيعي شيميايي شده حتي نمي تونه حرف بزنه بابا ما ها در قبال اينا مسئوليم اگه هم بتونه تو اين ممكلت ... عجب روزگاري شده عجب روزگاري شده شهدا اهاي اسموني ها خوشبحالتون عجب صفايي مي كنيد به خدا حقه تونه اما خواهش ميكنم تنهامون نزاريد نزاريد همش كارمون غبطه خوردن باشه راهه شما راهه ماست برامون دعا كنيد ما مسافر زمانيم و منتظر صاحب زمان پس از خدا بخواين كه انتهاي راهه ما مثله خودتون بي انتها باشه به اميد خداي مهربون خدا براي اينكه بنده هاي خوبشو عزيز تر كنه همه كار مي كنه شهدا شما هم دعا كنيد براي ظهور هر چي نزديك تر مولامون بالاخره اونروز ديگه همه مون هم سپاهي مي شيم وعده ي ما بهشت اللهم عجل لوليك الفرج الهي امين الهي مين در باز شهادت باز باز باز است اللهم صل علي محمد و ال محمد و عجل فرجهم اللهم صل علي محمد و ال محمد و عجل فرجهم اللهم صل علي محمد و ال محمد و عجل فرجهم
+ نوشته شده در جمعه یازدهم آبان 1386ساعت 4:50  توسط شیفته ی مهدی
به نام حق السلام عليك يا ابا صالح السلام عليك يا ابا عبدالله اقا جونم سلام اقام كجايي ؟؟ اقام گله دارم ... اقام گله ميكنم ... اقام خسته ام خسته ! اقام از دنيا هيچي نمي خوام ... بابا مهدي فقط بگو كجا بايد برم تا بيشتر حست كنم ؟ كجا بايد برم كه هميشه به يادت باشم ؟كجا بايد برم كه فراموشت نكنم ؟ بابا مهدي چه مصلحتي در نبودنت هست؟ اقام از دنيا هيچي نمي خوام اقام من به غير تو كي رو دارم!!!! چقدر سخته نبودنت به قران دلم پر از درده از نبودنت!! چرا بايد همه باشن ولي تو كه بهتريني نباشي ؟؟؟؟ چرا بايد هميشه ما مظلوم بمونيم ؟ چرا بايد هميشه ساكت بمونيم؟ پس كي جواب اين چرا ها... اقام دلم برات تنگ شده كجا بايد ببينمت ؟ پيشه كي از بي قراي هام بگم ... كجا برم حرفامو بزنم ... اينجا كيه كه دل بده ؟؟ اقا م به قران دلم برات تنگ شده ... اقام بگو چيكار كنم كجا برم به خدا هر كاري بگي مي كنم ... اقام منكه نمي دونم چي غلطه چي درسته... بابا تو بايد بهم بگي تو بايد باشي .... اقام بهم بگو چكار كنم ؟؟گناه نكنم! به خدا من هميشه همه ي سعيمو كردم اما اين ادماي دور اطرافم زجرم مي دن بابا جان بابا تو رو خدا بيا بابا جانم من هنوز به مرحله اصلي زندگي نرسيدم .. ميدونم الان تو سن و موقعيتي هستي كه پاكم اقا جانم تنهام نزاري ديروز يكي مي گفت ما هم يه روزايي وقتي هم سن شما ها بوديم مثله خودتون پر از احساس بوديم اما وقتي رسيديم به اينجا همه رو از دست داديم يا اينكه خيلي كمرنگ شد!!! بابا جان خيلي مي ترسم از روزگار !خيلي مي ترسم! نكنه دنيا داغونم... اقام به قران قسم من هيچي از اين دنيا نمي خوام من همه ي خوشيهام رو مديونه شمام همه ناراحتي هام رو فقط پيشه شما اوردم با هيچكي درد ودل نكردم چون من يه اقا دارم كه هميشه حرفامو پيشه اون مي برم اقا جانم دلم مي تپه براي مسجد جمكرانت اقا ارزو به دل نمونم ... اقا ارزو به دل نمونم.... اقا بيا پيشم ....اقام داري حرفامو مي شنوي ؟ اقا الان داري منو مي بيني ؟ اقام داري منو مي بيني ؟؟ اقام تنهامون نزار اينطوري سخته خيلي سخته .... اقام چرا حرفام تمومي نداره ... اقام چقدر خسته ام... چقدر دلم درد داره .... اقا م اگه بياي ............. اقام يه روزي بالاخره مي ياي اقام چقدر قبولم داري ؟ اقام ميشه يه روزي روبري خودم باشي نگات كنم ؟ فقط يه لبخند رو لبت ببينم ... اقام اگه بياي ديگه اونموقع حرف نمي زنم اونموقع همه حرفايي كه از درد فراق مي زدم رو هديه ميكنم اقام اگه بياي ديگه خسته نيستم .. اقا خسته ام از نبودنت ... اقام خسته ام ....اشكام تموم شده اقا وقتي ميگم كي مياي؟ بدجوري حالم خراب ميشه اخه واقعا كي مي ياي بابا جان ؟؟؟؟؟ اقام اگه برات گله نرگس مي يارم خيلي كار دارم خيلي كارا... به خدا حرف نمي زنم اونموقع ديگه حرفي نيست اونموقع حرفامو از چشام مي خوني اقام بيا اقام بيا ديگه دنياي بدونه تو رو نمي خوام ... اقام چطور دلت مي ياد ما رو اينطوري ببني ... اقا چند بار زمين خوردنموديدي ميدونم اونموقع دل تو دل تو نداشتي همش برام دعا كردي ولي اقام ديدي كه چقدر درد داشتم چقدر صدات زدم گفتم اقا جونم غلط كنم نري از پيشم قول ديگه ديگه زمين نخورم ... وقتي زمين مي خورم حا ل و روزم خراب ميشه انقدر با خدا حرف مي زنم انقدر ناله مي كنم ! انقدر توبه ميكنم ....... اقام خدامون خيلي
بزرگه... هيچوقت تنهام نمي زاره همش از جا بلندم مي كنه ميدونم مي دونم دلش نمي ياد دردمو ببينه اقام كجايي؟؟؟..... وقتي به خدا ميگم چرا اقامون نمي ياد ؟؟؟ حتما فرشته ها هم اشكشون در مي اد! حتما اونموقع اسمونم دلش براي دلم كباب ميشه ! خدايا همدم همه ي جوونا باش اخه جوونا دلشون خيلي درياست تنهامون نزار! لعنت به شيطان لعنت به شيطان جوونا همه مون نوكر خدامونيم بدجوري ... براي شاديه خداي مهربونمون براي يه لبخند رو لبه مولامون سه صلوات اروم و اهسته اما پر از معنا ... اللهم صل علي محمد و ال محمد و عجل فرجهم اللهم صل علي محمد و ال محمد و عجل فرجهم اللهم صل علي محمد و ال محمد و عجل فرجهم
+ نوشته شده در شنبه پنجم آبان 1386ساعت 9:48  توسط شیفته ی مهدی
السلام عليك يا ابا عبدالله السلام عليك يا صاحب الزمان سلام به ارزوي چشم انتظاران سلام به بهار دلها به صفاي لحظه ها سلام به نسيم ها سلام به قاصدك ها سكوت .... چه سكوت سنگيني .....چقدر ثانيه ها طولاني .....چقدر بغض ها فشرده شده.... كجاست مرهم زخم دل زهرا.... كي مي رسد نداي انا مهدي مهدي جان پدر خسته دلم اه اي پدر دلخسته ام بيا تا منتظرانت تسكين دست هاي پينه زده ات شوند بيا تا قلبه غمزده ات را شاد كنيم اه پدرم ..... شهدا رفته اند اما ما چشم به چشم شهدادوخته ايم و پا به پاي شهدا قدم گذاشته ايم اخر اين دلمان خسته شده پدرم پدر اگر بيايي اگر بيايي اه اي خدا...... اگر بيايي خيلي حرفها داريم ... جانا چراغ دل تويي ......... اين ديده را ساحل تويي همه بازگشت تو را چشم در راهند.....قلب جهان با تپش هاي دل تو مي تپد ...صبح جمعه دوباره كسي نيست!!! باز هم سكوت ..... بازهم سكوت در تاريكي ها... پدرم با نبودنت غزل هايم هميشه ناتمام است پدرم منتظرانت هميشه دلشكسته اند از نبودنت بيا تنها دليله بي تابي ام ....بيا تا پاي پاي تو راهيه كعبه عشق شويم بيا تا طعم خوشه وصال را بچشيم من چه كرده ام براي دله شكسته ي پدرم .... اري ميدانم شرمنده ام مولايم ستاره اي شدم براي اسمان تاريك فانوسي شدم براي شبهاي خزان شمعي شدم براي يك دنيا خاموشي اري پدرم رفته رفته از نورم كم مي شود .... اما خاموش نخواهم شد اگر خاموش شوم چطور سرم را بالا گيرم تا در چشمان مولايم نگاه كنم و خوش امد گويموعجل فرجهم نه نه پدرم خاموش نخواهم نشد انقدر در اين تاريك منتظر مي مانيم تابيايي فقط مولايم زودتر بيا زودتر بيا تا اشكهايم داغ تر از اين نشود تا دلمان از فراقت دردمند تر نشود مولايم بيا .... اللهم صل علي محمد و ال محمد و عجل فرجهم اللهم صل علي محمد و ال محمد و عجل فرجهم اللهم صل علي محمد و ال محمد و عجل فرجهم
+ نوشته شده در چهارشنبه دوم آبان 1386ساعت 9:59  توسط شیفته ی مهدی
|
|