تبليغاتX
در اوج تنهايي
 

لعنت بر شیطان

به نام حق

السلام علیک یا ابا عبدالله    

     السلام علیک یا صاحب الزمان

مژده اي دل كه مسيحا نفسي مي آيد 

كه ز انفاس خوشش بوي كسي مي آيد

از غم هجر مكن ناله و فرياد كه دوش 

 زده ام فالي و فرياد رسي مي آيد

 

سلام بر تو اي حق وعده داده شده،سلام بر تو اي زاده شهاب هاي

 نفوذ كننده ،سلام بر تو اي مرد غريب جاده ها،سلام بر تو اي

نرگس ياس.دوباره از دل تنگم مي نويسم براي تو،براي تو كه تنها

اميد منتظران هستي.نمي دانم چگونه و از كجا آغاز كنم.

شرمنده ام مهدي جان...

شرمنده ام از اينكه بارها با تو عهد بستم و طولي نكشيد كه

 آن را شكستم.مي دانم حكايت من شده است مانند حكايت آن استاد

كه مي گفت:

توبه كردم كه دگر مي نخورم  بجز امشب و فردا شب و شب هاي دگر

بارها پيمان بستم كه ديگر سرباز خوبي برايت باشم ،

كه ديگر عصباني نشوم ،ديگر بي احترامي نكمك و

خيلي پيمان هاي ديگر كه تو از آن ها آگاهي و من نمي دانم

چه طور شده كه آن همه پيمان را شكستم.

شرمنده ام،به جان تمامي نرگس ها سوگند كه پشيمانم .

مهدي جان دلم مي خواست كه تو را بابا صدا كنم اما كمي كه تامل كردم

 از خود مي پرسيدم  تو خجالت نمي كشي با اين همه معصيت

مي خواهي دختر مهدي (عج) باشي.چگونه مي تواني بگويي

بابا مهدي (عج)  ُ  در صورتيكه  با آن  با آن زبانت بارها دشنام داده اي؟

اما دوباره فكر مي كردم و اينگونه خود را قانع مي ساختم كه

هيچ پدري فرزند خويش را رها نمي كند ،

هر چند كه فرزند بدي باشد،بلكه سعي مي كند دستان نيازمند

فرزندش را بگيرد   و نجاتش دهد ،به قول معروف :

كه دست شكسته   وبال گردن است.

من نمي خواهم دختر بدي باشم.كمكم كن بابا مهدي (عج) كمكم كن

تا اراده ام را قوي كنم.

مي خواهم سرباز خوبي برايت باشم ،پس ياريم ده تا انديشه ها و

 اندوخته هايم را به مرحله اجرا در آورم،كمكم كن تا براي ظهورت

زمينه سارزي كنم.مهدي جان  پدرم ،

چگونه اين همه سال تنهايي و غربت را تحمل كردي؟

بگو وقتي اين همه ظلم را مي بيني چگونه سكوت مي كني؟

پدرم وقتي كه بارگاه پدرت را ويران كردند ،وقتي كه حرم عمو عباس (ع)

را غبار آلوده كردند  تو كجا بودي؟آن زمان كه به هتك حرمت پيامبر (ص)

پرداختند تو چگونه  خشم خويش را فرو خوردي؟

چگونه اين همه مصيبت را مي بيني و صبر مي كني.

پدرم!صبرم سر آمد ،ديوانه شدم.در ذهن و باورم نمي گنجد پدر !

داغون شدم ،نمي توانم صبر كنم ،نمي توانم،آخر بميرم برايت مهدي جان.

هر نوع بي حرمتي را ناظر بوديم اما اين يكي را نه.

چه طور؟آخر چطور بگويم؟

به كه بگويم آخر دشمن  نسل كشي شيعه براه انداخته.

خدايا به كه بگويم ،ديوانه شدم(خدايا مهدي زهراي من ،

پدر مهربان من تاوان  كدامين گناه نكرده  را پس مي دهد؟

آيا انصاف است عزيز زهرا  به خاطر غفلت و گناهان ما زجر ببيند؟)

به خدا شرمنده ام از اينكه مي بينم شيعيان علي (ع) اينگونه از

 اسلام دور مي شوند.حضرت ايوب اين همه بلا و مصيبت را مي ديد

باز هم مانند تو اينگونه صبور بود؟

نمي دانم كه آنها كي به وجود تو نيازمند مي شوند.

چرا آنان اين نور الهي را درك نمي كنند؟

چرا با اعمالشان و يا بهتر بگويم  چرا با اعمالمان ظهور منجي عالم

را به تاخير مي اندازيم؟خدايا آخر تا كي شبهاي جمعه را به اميد

 ظهور مهدي (عج) سحر كنيم و آنگاه به اميد يك جمعه ديگر

 جمعه را سر كنيم؟

خدايا اين حق هر فرزندي است كه پدر خويش را ببيند ،

پس تا كي چشمانم در فراق پدر به در باشد؟

آهان !شايد هنوز من دختر مهدي (عج) نيستم ،آري چه جسارت

 بزرگي است كه مي گويم دختر مهدي هستم.

نه من دختر مهدي نيسستم اما  مي خواهم به گونه اي باشم

كه بتوانم به او بگويم پدر.

آخر شنيده ام امامان ما حتي از پدرانمان دلسوزترند.

منبع خير و بركتند .

من نمي خواهم آنها را از خويش برنجانم،مي دانم آنچه موجب

رنجش آن برگواران مي شود

تنها سرپيچي ما از خداوند و احكام اوست.

اي  پيروزمند ،اي نگهبان دين از  تو مدد مي جويم .

كمكم كن تا اسير  پند شيطان نشوم ،تا سر تعظيم به خواسته هايش فرو نياورم.

اي خورشيد مهرگان دستانم را بگير و مرا از اين مرداب گناه نجاتم ده.

نمي خواهم بيش از اين حرف دلم  طولاني شود،چون هستند كساني كه

منتظرند تا تو حرف دلشان را بخواني.و مرهمي بر دلهاي خسته شان باشي.

من نمي گويم مهدي جان بيا ،كه دنيا در انتظار توست.

تو را طور ديگر مي خوانم،خدايا نصرتمان ده تا لايق درك ظهور

آن عزيز ارجمند باشيم

 

آمين

 

همچنان در انتظارت خواهم ماند

و براي آمدنت دعا خواهم كرد

براي ظهورت زمينه سازي مي كنم

و در اين راه از تو مدد مي جويم.

 

 

اللهم صل علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم

اللهم صل علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم

اللهم صل علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم

 

 

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم اسفند 1386ساعت 19:30  توسط  شیفته ی مهدی   | 
 

لعنت بر شیطان

به نام حق

السلام علیک یا ابا عبدالله         السلام علیک یا صاحب الزمان

سلام بر پدر خسته دلم

حرفها دارم با چشمان بارنیت

حرفها دارم با دله شکسته ات

حرفها دارم با دستان پینه زده ات

حرفهایم را زندانیه دل کرده ام

حرفهایم را با اشک جاری کرده ام

انقدر بی صدا فریا دزدم که اسمان دلم طوفانی شد

اری

بازهم امده ام

بازهم به عشقه تو مولایم از جا برخواسته ام

بازهم این تو بودی که مرا میهمان در خانه ات کردی یابن الحسن

باز هم با یاد توست دلها ارام می گیرد

این منم

همان کبوتر بال و پر شکسته ای

که ارزوی پرواز را دارد

اری مولایم

باز هم در کوچه پس کوچه های دنیا جامانده ام

باز هم این دنیای پر گردو غبار می خواهدمرا از سرورم دور کند

باز هم یاد تو بود که از جا بلندم کرد

یاد تو بود که

نور مسیر تاریکم شد

این همه محبتت را فراموش نخواهم کرد

یا صاحب الزمان

صدایمان را می شنوی

صدای ما لحظه به لحظه به تو می رسد

صدای ناله ها

صدای کمک خواستن ها

صدای درد و دل کردن ها

اما خیلی برایمان سخت است

که صدای مولایمان را نمی شنویم

حرفهای مولایمان را نمی شنویم

همان حرفهایی که عمریست در دل معصومت جا گرفته

مولایم

دگر چطور بگوییم که از دوریت بی تاب شده ایم

دگر چطور بگوییم که زندگیه بدونه مولا طاقت فرساست

پدرم

مدت هاست منتظر نسیمی هستیم که که اشنا ی دیرینه ی قلبمان است

مدت هاست که تشنه ی دیدار یاریم

پدرم

دگر چطور از دنیا و ادم هایش بگوییم

دنیایی که انقدر ادمها را غرق در زیباییش کرده

که ادمها کمتر به یاد منجی دو عالم هستن

اینجا دیگر کمتر صدای العجل العجل به گوش می رسد

پدرم

گفتن از دنیا

دیدن ادمهای ناشکر

دیدن ادم هایی که جز حسادت و جاه طلبی و

خوشگذرانی چیزی در دل ندارند

داغه دلمان را چند برابر می کند

اما با خود می گوییم که مولایمان

 

خواهد امد

 

مولایمان وفا دار تر از هر کس به عهدش است

حضورت را حس میکنیم مولا یم

گاهگاهی می بینم طوری از ظهورت نجوا می کنند که

دیرها خواهی امد

غافلن این جاهلان که نفسشان به همراه وجودشان

را به دسته شیطان داده ان

می دانم

تو خواهی امد

هر چه زودتر خواهی امد

و ما همانند کودکی که چشم به راه پدرش است

دلمان را اماده میکنیم تا همانگونه باشد که تو می خواهی

مولایم

دلمان می خواهد گوشه ای از تنهاییت را پر کنیم

باز هم باید خانه تکانی دل را اغاز کرد

باز هم باید در راه تو قدمی برادشت

تا صدای اللهم عجل لولیک الفرجمان

تا به اوج اسمانها برسد

 

به خدا مولایم

برای شنیدن قدم های نازنینت

لحظه شماری می کنیم

 

 

خدایا تورا به حقه عمه مان زینب

ظهور مولایمان را نزدیک تر کن

 

برای شادیه دله مولایمان سه صلوات به حضور قلب

اللهم صل علی محمد و ال محمد و عجل فرجهم

اللهم صل علی محمد و ال محمد و عجل فرجهم

اللهم صل علی محمد و ال محمد و عجل فرجهم

+ نوشته شده در  جمعه سوم اسفند 1386ساعت 19:19  توسط  شیفته ی مهدی   |