تبليغاتX
در اوج تنهايي
السلام عليك يا ابا عبدالله

السلام عليك يا ابا صا لح المهدي

 

سلام بر عاشقان مهدي

سلام به ياران مهدي

سلام بر  دلتنگ هاي  مهدي

 ....

 

 

رفته بودم مهموني

 

بهش گفتم از راه دوردارم مي يام

بهش گفتم با كوله باري از گناه دارم مي يام

 

بهش گفتم شرمنده ام

 

سرم  پايينه

 

گفتم چكار كنم كه با اين حال و هوا نرم

 

گفتم چكار كنم يه خورده رو سفيد باشم

 

وقتي رفتم حرم حضرت معصومه

 

السلام عليك يا حضرت معصومه (س)

دلم شكست

گفتم يا فاطمه ي معصومه

 

ضمانت منو پيش اقام مي كني؟

 

به اقام بگوحلالم كنه

 

به اقام بگو ديگه نزديك شدم به جمكرانش

 

نرسيده به جمكران حلالم كنه

 

 وقتي از قم ديگه راه افتادم به طرف جمكران

 

قلبم به تپش افتاد

 

يه دلهره اي عجيب داشتم

 

اون صحنه هايي رو كه از گذشته براي دلتنگي هام داشتم تو ذهنم مي رفت و مي يومد

 

وقتي تو خيابونا پرچم هاشو مي ديدم

 

اصلا نمي دونم چه حسي بود

 

نمي تونستم بي قراري دلم رو كنترلش كنم

 

اشكم بي اختيار مي يومد

 

واما ...

 

اونوقتي كه چشمت به مسيره تا بالاخره به مسجدش بيفته

 

وقتي اون گنبد سبزش رو ديدم نتونستم تحمل بيارم

 

نتونستنم تا اخر بهش چشم بدوزم

 

سرم رو اوردم پايين

 

وفقط اشك ريختم

وقتي از ماشين پياده شدم

 

از همون بيرون گفتم اقام

 

سلام من به مهدي فاطمه

 

اخ كه چقدر دلم تنگ بود واسه اينجا

 

اخ كه چقدر حرف دارم باهات

 

اقام قراره دوروز تموم باشم مسجدت

 

قراره دوروز مهمونت باشم

 

شنيدم هميشه مهمونات رو راضي نگهشون مي داري

 

اقام قربونت برم

 

بالاخره منم مهمونت شدم

عجب استقبالي

 

متوجه ي همه چي بودم

 

همه چي

 

متوجه مهربونيات بودم

 

بابا به اين مهربوني هيجا نديده بودم

 

 

با اونكه هوا اونقدر گرم بود

 

نزاشتي بهمون سخت بگذره

 

به خدا خيلي خوبي اقام

 

بهت يه قولايي دادم

 

ايندفعه ديگه جرات ندارم بزنم زير قولم

 

اقام تو جمكران دلم خيلي ميشكست

 

چقدر باهات حرف مي زدم

 

هي صدات مي زدم

 

هي دورو برم رو نگاه مي كردم

 

مي گفتم اقام

 

نزار اينطوري باشه كه ببنمت و نشناسمت

 

دلم مي خواست تو جمكران كه مهمونت شدم هي دلتو شاد كنم

 

با زائرات رفيق بشم سر صحبت راجع اقام رو باهاش باز كنم

 

دلم مي خواست به همه بگم من همه چيم رو مديونه اقام هستم

 

 

دلم مي خواست كاري كنم كه روبروم ايستاده باشي هو يه لبخندي مهربون رو لبت باشه

 

اقام يادته وقتي سجده رفتم

 

بالا خره خاك جمكرانت رو بوسيدم

 

خيلي ازنزديك حست مي كردم

 

فكر ميكنم چقدر من اينجا ارامش دارم

 

حتي از ارمشي كه پيشه پدر و مادرم دارم هزار درصد بيشتره

 

ا اينجا پيشه صاحب اصليم هستم

 

به خدا اصلا نمي دونم چي بگم و از كجا بگم

 

وقتي شب مي شد

 

وقتي چشم تو چش مسجدت ميشدم

 

ميشستم فقط به مسجدت نگاه مي كردم

 

كلي باهات حرف مي زدم

 

چقدر دلم مي شكست

 

چقدر ارامش بود

 

اقام چقدر خوب از مهمونات پذيرايي مي كني

 

اين مهمو ن نواز بودنت رو بهم ياد بده

 

كه منم هميشه خوب ازت مهمون نوازي كنم

 

وقتي يكشنبه ها يه سر به خونه ي دلم ميزني

 

با چشماني پراز اشك برنگردي

 

اره اقاجونم يه قولايي بهت دادم

 

ايندفعه ديگه خيلي با دفعه هاي قبل فرق داره

 

بابا به اين مهربوني هيجا نديده بودم

 

نمي دونم اقام

 

هنوزم كه هنوز شوكه ام

 

تو حال . هواي توام

 

حالا مي فهمم هم سپاهيام چي مي گفتن

 

اقا جانم انقدر شوكه ام كه مطمئنم خيلي  جاها رو از قلم گذاشتم

 

نمي دونم چه حسي

 

ولي هر چي هست ارومم كرده

 

حس ميكنم يه روح لطيف اومده تو وجودم

 

حس ميكنم وجودم رو ششتشو دادي

 

وقت برگشت

 

گفتم

 

اقام اين مدت از م خوب مهمونوازي كردي

 

فقط ازت خواهشي دارم

 

خواهش ميكنم

 

بزار با اين قولي كه ازت ميگيرم وقته رفتن ارومو اسوده باش

 

بهم قول بده بتونم تو همه ي لحظات زندگيم وجودت رو حس كنم

 

تا شرمنده گناهانم باشم

 

بهم قول بده كه هميشه در كنا رم باشي

 

بهم قول بده كه هيچوقت تنهام نزاري

 

مي دونم كه همه جا هستي

 

همه جا

همه جا

 

وقتي كه داشتم بر ميگشتم حسي غريبي بهم دست داد

 

اما وقت رفتن پيش حضرت معصومه يه دستي براش تكون دادم

 

گفتم خانم ممنون از لطف بي كرانت

ممنون

هنوز عطر حرمت رو فراموش نكردم

 

 

ديگه وقت رفتن بود

 

بازهم همون حسه غريبي

 

اما اقام تو كه همه جا هستي مي دونم

 

ديگه بايد فقط براي تو زندگي كرد

 

نمي دونم چمه

نمي دونم

دلم برات تنگه

 

 

اللهم صل علي محمد و ال محمد و عجل فرجهم

 

 

 

اللهم صل علي محمد و ال محمد و عجل فرجهم

 

عاشقان از راه رسيده

ا

غروب جمكران

 

 

به اميد صبح  ظهور

 

 

شب نوراني جمكران

 

للهم صل علي محمد و ال محمد و عجل فرجهم

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام مرداد 1387ساعت 16:52  توسط  شیفته ی مهدی   | 

 به نام حق

لعنت خدا بر شيطان

السلام عليك يا ابا عبدالله

السلام عليك يا ابا صالح المهدي

 

اقا جان  

دارم مي يام

 

دارم مي يام

بعد از مدت ها نيومدن ديگه دارم مي يام

حس ميكنم براي مهموني هنوز باطن خوبي ندارم

 

با كوله باري از گناه دارم مي يام

 

مي دونم

مي دونم كه حرف دل روز پنج شنبه به خاطر اين بود كه بتونم سرم رو بالا بگيرم

 

اقا جانم

جمكران

شب تولدت

1173 سال ازتولدت گذشت

 

12 قرن از غيبتت گذشت

 

ما چه كار كرديم براي تو

 

نمي دونم بعد از برگشتنم چه حاليه

اما مي خوام يه ادم ديگه باشم

 

مي خوام كه ديگه دنيا رو نخوام

مي خوام كه همه ي كارهام بوي تو رو بده

 

ساقي جان

 

عاشق مهدي

  منتظر ناشناس

هدايت شده

مرحم دل

و...

براتون دعا خواهم كرد

 

توروخدا ساقي برام دعا كن

دعا كن بتونم خوب استفاده كنم

 

دعا كن

 

 

 

كه شيفته مهدي

وقتي رفتم جمكران يه خورده شيفته ي مهدي بشه

 

قاصدكم

تو هم با من بيا

تو هم با من بيا

 

يا صا حخب الزمان

شرمنده ام

شرمنده ام كه با رويي سياه داترم مي يام

خودت چهره ام رو از گناه در بيار

پدرم مي خوام بيام مهموني

تنه كسي كه تو اين دنيا

زود از بدي ها مي گذره

تويي پدر مهربانم

 

اللهم عجل لوليك الفرج

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم مرداد 1387ساعت 12:20  توسط  شیفته ی مهدی   | 
 

به نام حق

لعنت خدا بر شيطان

السلام عليک يا ابا عبدالله

السلام عليک يا بقيه الله

السلام عليک يا صاحب الزمان

مهدی جان نمی دانم از کجا اغاز کنم و از کدام سوی اسمان قلبم برايت بگويم

نمی دانم

نمی دانم کدامين سفره ی دلم را برای مسافرم بگشايم

می خواهم از غربتت بگويم

غربتی که ۱۲ قرن ريشه دوانيده

غربتی که اشک  اسمان و زمين را جاری ساخته

می دانم

می دانم

که غم و رنج های عالم ابتدا بر دوش تو مولايم سنگینی می کند

می دانم

می دانم که به تنهايی همه ی غمها را در دل می نشانی 

 واهی هم سر نمی دهی

مهدی جان  پدرم چگونه اين همه سال تنهايی و غربت را تحمل کرده ای؟

بگو وقتی اين همه ظلم را می بينی چگونه سکوت می کنی ؟

پدرم وقتی که بارگاه پدرت را غبار الود کردند تو کجا بودی ؟

وقتی که حرم حضرت عباس  را غبار الود کردند  تو کجا بودی ؟

وقتی که به هتک حرمت پيامبر پرداختند تو چگونه خشم خوش را فرو خوردی؟

جانم فدای تو ای با لا ترين اروزی هر مشتاق

ای بهترين تقاضای هر مومن

 ای زيبا ترین اجابت هر قنوت

جانم فدای تو محجوب من

تا به کی در وجود تو حيرا ن بمانم ای عزيز دل

 

پدرم مهدی

شرمنده ام

شرمنده از وجود سرشار از مهربانيت

اخر چگونه می شود

اخر چگونه ميشود که تو را از ياد ببريم

در حالی که برکت وجود تو زنده ايم

به برکت وجود توست مولايم که نفس می کشيم

چرا من سرگرم دنيای خود شوم ؟!!

چرا من سرگرم دنيای خود شوم

و با گناهانم  زخمی بر زخم های کهنه ی مولايم بيا فزايم

چرا من که از درد های دل مولايم با خبر م مرحمی برای دلش نباشم

مولايم

تو ميدانی چقدر سخت است انتظار برای دل کوچک من ؟

تو ميدانی که در نبودت بی صدا اشک ريختن چقدر درد اور است ؟

تو می دانی که در نبودت غروب جمعه ها چقدر برايمان دلگير است؟

کی می شود

کی می شود که صدای گامهايت از دوردست به گوش عالم رسد؟

کی می شود که عطر وجود تو در عالم بپيچد؟

چقدر دلم تنگ است....

 برای روزهايی که هنوز نيامده

چقدر دلم تنگ برای روزهايی که انتظارش را می کشيم

چقدر دلم تنگ برای شادی کردن د ر کنار تو

چقدر دلم تنگ است برای ان اسمانی که ديگر غمگين نباشد

چقدر دلم تنگ است برای ان گلهايی که قرار است وقتی از غنچه در ايند که که تو بيايی

برای ان شب و روزهايی که ثانيه به ثانيه اش را بايد از طلا گرفت

برا ی ان لحظاتی که چقدر به زيبایی و پاکی می گذرد

 چقدر دلم تنگ است  برای يک دنيای روشن

دنيايی که ازارمان ندهد

دنيايی که دل ادم هايش از سنگ نباشد

پر از مهربانی و محبت باشد

اه مولايم

دلم تنگ است برای وجود سرشار از محبتت

دلم تنگ است برای شنيدن صدايت

برای ديدن ان کسی که هزاران جمعه انتظارش را کشيداه م

مولايم دلم گرفته

دلم گرفته از روزگار

از دنيای غريب از جمعه های بی خبر

می خواهم از زيبایی های بگويم

 از زيبایی هايی که با خود می اوری

 از زيبایی هايی که تشنه اش هستیم

 از زيبایی هايی که در عمرمان نديده ايم

 اما چطور بگويم !    اخر پدرم

من اينجا جز بی عدالتی

طمع کينه حسد دورويی هيچ نديده ام

چطور می توانم از زيبايی هايی که خواهی اورد بگويم

مولايم

کاش هميشه در کنار دلتنگی هايم بمانی

کاش بدانی که چقدربه حضورت محتاجم

من منتظرم 

 من منتظرم     من بی صبرانه منتظرم

 که يک روز در محراب عشق بايستی و من با عاشقانت به تو اقتدا کنيم

من منتظرم

 مثل انتظار چشمی که برای ديدار دلدارش بيدار است

می دانم 

 می دانم که مثل يك اتفاق سر زده می ايی

و برای هر دستی عاشقانه به سويت دراز شده يک شاخه گل سرخ می دهی

 

انهنگام که بيايی در مقدمت لاله و سوسن خواهم افشاند

و خواهم گفت:

 از امدنت اگر خبر داشتمی

در رهگذرت سوسن و گل کاشتمی

 نگذاشتمی که پای بر خاک نهی

خاک قدمت به ديده برداشتمی

 

حرف دل سال ۱۳۸۷

خدايا شکرت که باز چنين سعادتی رو نصيبم کردی

اقا جان

برام دعا کن  که ادم خوبی شم

يا حق

 

اللهم صل علی محمد وال محمد و عجل فرجهم

اللهم صل علی محمد وال محمد و عجل فرجهم

اللهم صل علی محمد وال محمد و عجل فرجهم

 

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم مرداد 1387ساعت 11:57  توسط  شیفته ی مهدی   | 

 

به نام  حق

لعنت خدا بر شیطان

السلام علیک یا ابا عبد الله الحسین (ع)

السلام علیک یا امام سجاد (ع)

السلام علیک یا حضرت عباس  (ع)

السلام علیک یا ابا صالح المهدی (عج)

 

سلام بر همه اولیاء خدا

سلام بر همه  شهداء

سلام بر همه پاکان  و مومنان

این شبای عزیز  رو تبریک  می گم به همه

عید همتون مبارک

دلم می خواد بهترین پست  رو بزارم ،از صاحب این شب عزیز

می خوام که کمکم کنه تا این ماموریتمو هم خوب انجام بدم

با توکل به خدا

اللهم صل علی محمد وآل محمد و عجل فرجهم

 

 

چقدر خوبه تو این  شبا با شخصیت  و راه و روش زندگی  این امامانمون

 

 بیشتر آشنا بشیم حتی شده  با خوندن  یه حدیث  یا یه مطلب...

 

 

یکی از  ویژگی های  بارز امام حسین (ع) این بود که

خیلی  با محبت بود ،مهربان بود و  دل رحم

امام حسین (ع) چیزی جز خدا  نمی خواست

همه چیزش خدا بود ،همه هدفش رضایت خدا بود

 

 

 

سرانجام غلامی که با سگی هم صحبت شد

 

 

 

 

یک  روزی  امام حسین (ع) دید که فردی تنها با سگی 

حرف می زند. اون فرد یه غلام بود.

امام حسین (ع) به طور اتفاقی از آن مسیر رد می شدند که

 آن فرد را دیدند.از او پرسید چرا با سگ هم کلام شده ؟؟

 

وقتی علت را از او پرسید ، آن غلام گفت  :

 

من یک غلام هستم و دلم گرفته اما  کسی نیست

 

 که با او هم صحبت شوم.

 

آمدم به بیابان تا  با این سگ گفتگو کنم.

 

در آن لحظه امام حسین (ع) از او آدرس اربابش را گرفت.

 

ارباب آن غلام فردی یهودی  بود.

 

امام نزد  او رفت و خواست آن غلام را بخرد.اما او امتناع کرد.

 

ولی همسر آن ارباب گفت :

 

او پسر پیغمبر است چرا به او جواب رد می دهی.

 

 من مهرم را حلالت می کنم  و تو نیز به حرف پیغمبر گوش بده.

 

به هر حال ارباب قبول کرد و آن غلام را به  امام حسین (ع) فروخت .

 

امام حسین (ع) هم همان جا  آن غلام را آزاد کرد.

 

مرد یهودی که  دید امام حسین (ع) کسب و کارش را رها کرده

 

و برای  آزادی  آن غلام  آمد ،تعجب کرد.

 

او  وقتی  آن غلام را آزاد دید ،به او گفت :

 

تو که  حالا آزادی اما  کسب و کاری نداری ،

 

به خاطر همین باغی را به او داد

 

 تا  بتواند  با آن  زندگی کند.

 

در آن لحظه  آن غلام  که حالا  آزاد شده بود از

 

امام حسین (ع)  سوال کرد  :

 

چرا آن لحظه که گفتم دلم گرفته ،

 

 شما  آمدی و دنبال کارم را گرفتی؟؟؟

 

امام حسین (ع) فرمودند :

 

 پیامبر (ص) فرمودند که :

 

 

بهترین  اعمال  بعد از نماز ،

 

شاد کردن  مومن است

 

 

و من هم برای عمل به این سخن  پیامبر

 

 این کار را کردم.

 

 

 

چقدر خوبه ما هم تمرین کنیم که

 

با ادمای اطرافمون  خوب باشیم

 

هر کاری از دستمون  بر می یاد ، انجام بدیم

 

گاهی وقتا فقط کافیه  به حرف دله یکی گوش  بدیم

 

گاهی وقتا کافیه  فقط  با دیگران مهربان باشیم

 

گاهی  وقتا فقط کافیه لبخندمونو از دیگران  نگیریم

 

و گاهی وقتا...........

 

مهم اینه  ما با بنده های خدا طوری رفتار کنیم  که

 

اولا خدا از ما راضی باشه

 

و  دوما اینکه همون انتظاری  رو که ما داریم از دیگران   ،

 

همون  رفتار  رو ما برای دیگران انجام بدیم.

 

هم سپاهییا

 

،قلب هر مومنی

 

بدون اینکه خبر داشته باشه معدنی

 

 از معرفت  و عشق و علاقه به امام حسین (ع) هست.

 

دلهای همه ما فرم گرفته با فرکانس های محبت

 

 امام حسین (ع) هست.

 

 کافیه کمی تلاش کنیم که

 

منش و رفتار و کردار  ما هم همانند

 

 امام حسین (ع) بشه

 

یعنی فقط  رضایت خدا  را در نظر بگیریم

 

فقط خدا  ،  همه چیزمون خدا بشه.

 

از امام حسین (ع) درس  بگیریم   که 

 

 

سعی کنیم در  پرونده خود ،

 

 دلهای زیادی را شاد کنیم

 

 

 

هم سپاهییا

 

سرمایه مشترک همه بنده ها ، قلبهاشونه

 

  این نعمت خدا رو هم قدر بدونیم

 

سعی کنیم از قلب هامون خوب مراقبت کنیم

 

چرا که امانتی از جانب  خدا  در دستان ما هست

 

باید  سالم  نگهش داریم و پرش کنیم

 

 از مهر و محبت و صفا ، اخلاص و بندگی برای خدا

 

عشق و علاقه به  اهل بیت (ع) ،

 

و همه خصلت های خوب

 

و همچنین سعی کنیم

 

کینه ، غرور ، بد  اخلاقی

 

،حسادت و  هر چیزی که باعث آلوده شدن

 

  قلبهامون می شه ،رو   دور بریزیم .

 

می تونیم برای  شروع شهداء رو الگو بگیریم

 

چرا که :

 

مقام شهادت اوج بندگی و

 

 سیر و سلوک در عالم معنوی است

 

امام خمینی (ره)

 

 

اخلاص اخلاص اخلاص...سر بزنید

 

 

 

حضرت عباس  (ع)  وفادارترین بود 

 

بیایم ما هم تمرین کنیم  تا

 

به مولا و سرورمون وفادار باشیم

 

با عمل به عهد هایی که  بستیم و

 

 عهد هایی که می خواهیم امشب ببندیم

 

امام زمانم

 

آقا جانم

 

قلب من همچون دو بال پرنده است

 

برای محبوب ، بال بال می زند

 

 و مشتاق دیدارش است

 

 

امام حسین (ع) کل وجودش قلب بود

 

امام حسین (ع) فرکانس های قلب های ما رو خوب

 

 می گیره.کافیه ما برای برقراری ارتباط  تلاش کنیم.

 

 

 

یه حدیث از امام حسین (ع) :

 

هر گز سخن مگوی که برای تو مهم نیست

 

و به تو ربطی ندارد ،چون بر تو

 

 از بار سنگین   اینگونه سخن می ترسم.

 

و هر گز از آنچه مهم است و به تو ربط دارد

 

 سخن مگو تا برای آنا جایگاهی بیابی.

 

چه بسیار گوینده ای که حرف بجا و درست زد

 

 ولی در جای خود نبود سپس بر او عیب گرفتند.

 

هیچ گاه با حلیم  و یا سفیهی مجادله مکن ،

 

که حلیم تو را  واگذارد و سفیه تو را پست

 

و زبون می سازد.

 

هیچگاه پشت سر کسی که از تو

 

پنهان شده ،حرفی مزن

 

و چیزی مگوی مگر مثل آنچه که دوست داری

 

او در هنگام غیبت و دور شدن تو از آن بگوید.

 

مثل کسی عمل کن که می داند 

 

 به جرمها گرفتار می شود

 

 

 و به خوبی ها پاداش می ستاند.

 

 

یا ابا صالح المهدی ادرکنی ادرکنی

 

آقا جانم

 

 

 از صمیم  قلب  دوستون دارم

 

و می خوام که از این لحظه به بعد  طوری

 

 زندگی کنم  که از من راضی باشید

 

کمکم کن آقا

 

برامون دعا کن  ، شفاعتمونو بکن

 

برای همه ما ،برای همه  هم سپاهییام دعا کن

 

 

برای همه جوونامون  دعا کن آقا

 

آقا جانم

 

بیشتر از قبل هوامونو داشته باش

 

چون تصمیم داریم دیگه حتی ثانیه ای رو هم

 

 از دست ندیم

 

می خوایم خوب  زندگی کنیم

 

خدایی  زندگی کنیم

 

یه سرباز  واقعی باشم

 

خدایا با توکل  به تو ..

 

 

خدایا  ! شکرت به خاطر همه نعمت ها

 

به خاطر  قلبی که  بهم هدیه کردی

 

و محبتی رو که  تو دلم گذاشتی از اهل بیت (ع)

 

خدایا  !! خیلی دوست دارم

 

رهام نکن

 

جز تو   پناهی ندارم 

 

همه امیدم تویی

 

 مراقبم باش

 

 

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

 

اللهم صل علی محمد و آل محمد وعجل فرجهم

 

اللهم صل علی محمد و آل محمد وعجل فرجهم

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم مرداد 1387ساعت 22:35  توسط  شیفته ی مهدی   | 

                             

به نام حق                                                      

       لعنت خدا بر شیطان                                             

 

 

 

 

السلام علیک یا ابا عبد الله

 

السلام علیک یا صاحب الزمان (عج)

 

 

 

صدای پای رخش ظهور می آید

 

 *خبر دهید به یاران سوار آمدنی ست *

 

ای طلوعی که نگاه عاشقان در انتظار  توست !

 

کدامین صبح ، رخش  ظهور ، ،آمدنت را مژده می دهد ؟

 

کدامین  صبح جمعه ، امید ها  پیروز می شوند

 

و گیسوان  زمین خود  را آماده نوازش  دستان  تو می کنند ؟

 

و رخت بر می بندد و تا همیشه

 

آسمان جامه سپیدی  به تن می کند ؟؟

 

 

آقا  !!!!!!

 

آن روز که تو می آیی صبح امیدی است

 

 

که من با زلال   اشک هایم  وضویدیدار می گیرم

 

 

و در زیباترین  فصل  ،

 

 بر زیر  درخت ظهور  اسپند دود می کنم

 

 

 

خدایا ! شکرت که منو بنده خودت کردی

 

امام زمانم

 

  نمی دونم چطوری   باید  این محبت رو جبران کنم

 

خدایا ! شکرت

 

شکرت 

 

 

الله  اکبر

 

الله اکبر

 

چه معنای وسیعی داره این جمله

 

خدایا !

 

 دلامونو روشن  کن تا  با هر بار شنیدنش  به خودمون بیایم

 

خدایا ! بندگی  کردن برای تو چه شیرینه

 

خدایا !کمکمون کن  همه این چیزا  یادمون بمونه

 

یادمون بمونه که هر لحظه از زندگی ما یه روزی

 

 به ما نشون داده می شه

 

 

خدایا !

 

کمک کن اون روز شرمنده  تو و فرستادگان تو نباشیم

 

 

 

هم سپاهییا

 

خوش خلقی و گشاده رویی  خیلی مهمه

 

ما باید تمرین کنیم تا هر  شرایطی بتونیم

 

 خوش اخلاق باشیم

 

اگه داریم برای خدا زندگی می کنیم

 

چه  لزومی داره   به یکی  تندی کنیم

 

چه لزومی داره  با عصبانیت  لحظات عمرمونو بگذرونیم

 

 

از منظر امام علی  (ع) بندگان مومن خدا

 

در همه حال با چهره باز و بشاش با مردم برخورد می کنند ،

 

 زیرا هموراه در پی خشنود  کردن مردم

 

و بخشیدن روحیه نشاط به جامعه هستند.

 

در نتیجه هر چه غم و اندوه هست در درون  خویش قرار داده

 

 و با  سیمیایی گشاده و خندان  با همه برخورد می کنند.

 

 

 

  امام  علی  (ع)  فرمودند :

 

 

شادی مومن  در چهره او  و

 

 اندوه وی  در دلش  پنهان است.

 

 

 

خدایا !   کینه هارو از دلامون  بیرون کن

 

خدایا !

 

 کمکمون کن  همیشه  با هم  دوست  باشیم و متحد

 

 

خدایا !

ما رو با قران بیشتر آشنا کن

 

خدایا !   نور ایمان رو تو دلامون  روشن تر کن

 

خدایا !  دلامونو  بیدار کن

 

خدایا !  می خوام آگاهانه عبادتت کنم

 

خدایا !  منو با  دین  ،آخرین فرستاده خودت آشنا کن

 

خدایا !  هدایتم کن

 

خدایا !  خیلی دوست دارم منو رها نکن

 

 

بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيم

اَللّهُمَّ عَرِّفْني نَفْسَکَ فَاِنَّکَ اِنْ لَمْ تُعَرِّفْني نَفْسَکَ 

 

لَمْ اَعْرِفْ رَسُولَکَ

اَللّهُمَّ عَرِّفْني رَسُولَکَ  فَاِنَّکَ اِنْ لَمْ تُعَرِّفْني رَسُولَکَ

 

 لَمْ اَعْرِفْ حُجَّتَکَ

اَللّهُمَّ عَرِّفْني حُجَّتَکَ   فَاِنَّکَ اِنْ لَمْ تُعَرِّفْني حُجَّتَکَ

 

 ضَلَلْتُ عَنْ ديني

 

 

خدایا !

 

کمک کن تا دیگه   قضاوتی در مورد بندهات نکنیم

 

چون که قضاوت خاص تو هست

 

خدایا ! حتی  لحظه ای ما رو به حال خودمون نزار

 

 

خدایا ! ما رو از داشتن دوستای خوب محروم نکن

 

 

خدای من

 

 به حق  حضرت  زینب (س) ،به حق این روز مبارک

 

در ظهور مولامون تعجیل کن

 

 

خدایا !

هدایتمون کن

 

خدایا !   صاحبمونو برسون

تا کی در به دری

 تا کی بی کسی

 

خدایا !   

برای  روزهای  ظهور  دلم تنگه 

خیلی دلن تنگ شده برای اون روزایی که 

فقط و فقط به عشق  تو می خوایم زندگی کنیم

 

فقط  برای  تو نفس  بکشیم

 

خدایا ! 

نجاتمون بده   

نجاتم  بده

 

به کمکت نیاز دارم  بیشتر از هر  روز و هر ثانیه

 

تو که آگاهی  بر  لحظات من  ، که چطور  داره می گذره

 

 

 

   یا  ابا صالح المهدی ادرکنی

 

 

 

اللهم عجل  لولیک الفرج

 

 

خدایا !

 

پیامبر  (ص)  رو و قلب  امام  زمان (عج)   رو و

 

همه شهدا رو از ما راضی کن

 

 

استغفر الله و اسئله التوبه

 

خدایا شکرت ،

 

خدایا  می خوام که همیشه با تو باشم

 برای تو باشم

 کمکم کن

 

رهام نکن ....

 

 

 

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم مرداد 1387ساعت 11:14  توسط  شیفته ی مهدی   | 
به نام حق

لعنت خدا بر شیطان

السلام علیک یا ابا عبدالله

السلام علیک یا ابا صالح

تا حالا شده حس کنی  ایندفعه دیگه خیلی با دفعه های قبل فرق داره

تا حالا شده حس کنی بدجوری غبطه ی  یکی رو می خوری

تا حالا شده به خدا بگی که مگه ممکنه حرفه دلمو نشنیده باشی هو منو به خواسته ام نرسونی

امشب دلم  چی بگم ؟ بگم شکست!  بگم به درد اومد! بگم ادم شد!

اولین بارم بود که از نزدیک تابوت شهیدی رو دیدم اونم  در مسجد

شب وداع با شهید

به خدا الان که دارم مینوسم اشکام بهم امون نمی دن

 

می گم خدا

دلم می خواد بدونم اون شهید چطوری ازت شهادت خواست

تو زندگیش چیکار کرد

وقتی می دیدی خانمش که تازه یه سال بود که ازدواج کردن مات و مبهوت بود

یا مادرش دلش پره درد بود

میگفتن  روز قبل از شهادتش بچه ی  ۵ ماهه ش خیلی گریه می کرد خانمش زنگی زد به اقاش

وقتی بچه صدای بابا ش رو شنید اروم شد

دلم شکست

دلم به درد اومد

چرا چرا باید اون طوری زندگی کنم که خودم دلم می خواد

چرا همه چیزمو فدای خدای مهربونم نکنم

میگن اون شهید اخرین شب نماز شبش رو هم خونده بود

خدا تو رو به کی قسمت بدم

که توبه همه ی هم سپاهیام و بعد من رو بپذیر

میخوام دیگه قدم هام یه رنگ و. بوی دیگه ای داشته باشه

می خوام که منو بپذیری

خدا امشب من فقط چشم دوختم به تابوت گل کاری شده ش

دلم می خواست برم روی پرچمش بنویسم تو که به ارزوت رسیدی خوش به سعادتت تو رو خدا

مارو هم دعا کن که دنیایی نشیم

نمی دونم امشب خوابم نمی بره

امشب دلم شکسته همش به خدا میگم منم بپذیر

خدایا از ته دلم توبه میکنم

حتی اگه شده روزی صد بار توبه میکنم

عهد بستم هر یکشنبه به خود م یا اوری کنم

می خوام پاک زندگی کنم

می خوام فقط پاک زندگی کنم

کاری به دور و برم نداشته باشم

فقط پاک زندگی کنم

خدایا کمکم کن

 

یا امام زمان

بابا مهدی

اسم اون شهید مهدی بود

دلم شکست بابا جان

امشب یه سری بهم بزن

اللهم عجل لولیک الفرج

پدرم

دوستت دارم

برام دعا کن

یا حق

اللهم صل علی محمد و ال محمد و عجل فرجهم

اللهم صل علی محمد و ال محمد و عجل فرجهم

اللهم صل علی محمد و ال محمد و عجل فرجهم

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم مرداد 1387ساعت 0:26  توسط  شیفته ی مهدی   |