|
به نام حق لعنت خدا بر شیطان
السلام علیک یا علی بن ابی طالب السلام علیک یا فاطمه زهرا (س) السلام علیک یا ابا عبد الله الحسین السلام علیک یا صاحب الزمان (عج
این شبا باید خدا رو عاشقانه صدا زد باید با یقین از خدا خواست
هم سپاهییا خدا برای تک تک بنده هاش برنامه داره خدا رو بنده هاش خلیلی حساسه
این 2 تا داستان خیلی زیبا هستن: خواهش می کنم تا آخربخونید:
شبهای قدر، کلاس خدا شناسی هست قدرش رو بدونیم
در بنی اسرائیل هر کسی 10۰0 ماه عبادت خدا را می کرد عابد می گفته اند به او. فردی بود به نام شمسون که 1000 ماه عبادت می کرد و جهاد هم در راه خدا می کرد و مجاهده گر بود. طوری قوی شده بود که با استخوان شتر هم می جنگید و اگر تشنه اش می شد از استخوان آب پدید می آورد. همه دشمنان می خواتسند او را بکشند. هر کاری کردند با هر برنامه ای نتوانستند اور ا شکست بدهند. تا اینکه با همسرش را فریفتند و از همسرش خواستند تا دست و پای او را ببندد.با طناب بست اما او پاره کرد با زنجیر بست باز هم پاره کرد. همسرش از شمسون پرسید که با چه چیزی باید دست و پایت را بست تا پاره اش نکنی؟ گفت با رشته و گیس بافته شده خود ببند. این کار را کرد و دمشنا امدند و او را زخمی کردند. اما با اراده خدا او خوب شد و بعد توانست از همه انتقام بگیرد و با تنه زدن قلعه را خراب کرد. پیامبر به خدا گفت که: به من و امتم این چنین قدرتی عطا کن خدا به پیامبر گفت : ای محمد ! بدان خدا تو و امتت را دوست دارد که شب قدر را به تو و آنها عطا کرد شب قدری که بهتر از 100 ماه شمسون است.
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
خدا کسی را که دوست دارد ، او را محب علی (ع) می کند.
سلمان فارسی در مسجدی در کنار پیامبر نشسته بودند. مرد عربی آمد و گفت : آن ماه تابان و خورشید ، محمد کدام هستید ؟؟؟ چهره ها همه به سمت پیامبر رفت. مرد عرب گفت : ای محمد ! تو دستور دادی خدا را به یگانگی بپرستیم. پرستشی که در رگها جاری باشد. . ما هم قبول کردیم. نماز و روزه و خحج را گفتی . قبول کردیم ای رسول ! تو به ما فرمودی : ولایت علی (ع) بر شما واجب است. آیا این دستور از خدا بود یا از شما؟ فرمودند : از طرف خدا است این دستور. ان لحظه پیامبر ادامه دادند : در جنگ بدر جبرئیل امد و گفت : ای پیامبر خدا سلام رساند و به عزت و خود سوگند خورد که مهر علی (ع) را فقط در قلبی که او را دوست دارد می گزارد. و دوم اینکه بعد از شهادت سید الشهداء جبرئیل آمد و گفت؟ خدا سلام رساند و گفت : نماز را بر همه واجب کردم اما از کودک ومعلول ساقط کردم روزه را واجب کردم اما از مسافر ساقط کردم حج را واجب کردم اما از فرد مریض ساقط کردم زکات را واجب کردم اما از فقیر ساقط کردم. محبت علی را واجب کردم و بر تمام اهل زمین واجب کردم و از کسی ساقط نکردم این واجب را.
جز توکل بر خدا ، سرمایه ای در کار نیست هر که را باشد توکل ، کار او دشوار نیست
خدایا ! خدای خوبم از اشتباهات و از گناهان ما بگذر الهی العفو الهی العفو
به خدا از این تنهایی از این دنیا خسته شدم بیامی این شبا خالصانه از صمیم قلب برای ظهورآقامون دعا کنیم
اللهم عجل لولیک الفرج
این شبا به حضرت زهرا(س) توسل کنیم برای ظهور امام زمان (عج) و برای همه حاجت هامون
یا فاطمة الزهرا (س) ادرکنی
سه صلوات از صمیم قلب برای ظهور هر چه زودتر امام زمان (عج)
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم اللهم صل علی محمدو آل محمد و عجل فرجهم
+ نوشته شده در شنبه سی ام شهریور 1387ساعت 23:17  توسط شیفته ی مهدی
|
به نام حق سلام
وقتي راهي براي نظر گذاشتن نمي زاريد مجبوريم اينجا حرفها يي رو كه بايد به شما بگيم
چيه هي مي يايد ميگيد شما خوبا ما بدا
چرا مي دونستيد كه همه چي دست خودمونه
مي دونستيد كه حتي خنديدن يا گريه كردن تو همين لحظه كه داريد ميخونيد دست خودمونه
چرا با اين حرفاتون روحيه ي خودتون رو خراب مي كنييد
فكر ميكنييد گناه كردييد
فكر مكينيد
تا اينجاش از ماه رمضان خوب استفاده نكرديد؟
چي فكر مي كنيد
نگفتيد شايد اين تاثيرات شيطان روي نفسمونه
كه مي خواد كاري كنه كه كه لحظات زيباي ماه رمضان
كه هر يك حسنه چندين برابر به حساب مي اد
يا بزرگي مقامي كه انسان در اين ماه بدست مي ياره
رو مي خواد از تون بگيره
چون منم نمي يامو نمي گم از گناهام و از شرمندگي هام يعني اينكه خيلي خوبم
نه هم سپاهي
خدا هم مي دونه ما ضعيفيم
اما يادتون باشه
قوي باشيد
محكم باشيد
با نفستون بجنگيد
توي ماه رمضان شيطاني نيست
من هستمو نفسم
يادمه يه بار برنامه اي ديده بودم
كه طبق تحقيقات فكر ميكنم يه دانشمند زاپني
كه كشف كرد حرفهايي كه كنار اب زده ميشه روي مولكول هاي اب تاثير مي زاره
ابي كه تو دله كوه دور از ادما هست مولكولهاي زيبا تري داره نسبت به
ابهايي كه از شهر ها مي گزره
وقتي پاي يه ليوان اب نوشت عشق
و پاي يه ليوان نوشت تنفر ديدن مولكول ها زود عكس العمل نشون دادن
حالا يه نگاهي به خودمون بندازيم و
به اين همه سلول و اعضاي ديگه مون
كه چقدر با حرفايي كه مي زنيم يا مي شنويم روشون تاثير مثبت يا منفي مي زاريم
وقتي مي يايد ميگيد كه هم سپاهي من بدم
روي كل سيستم فكر يو روحي و همه چيه خودتون تاثير بي نهايت بد مي زاريد
درسته اقا دلش نمي ياد كسي رو كه دستشو گرفت و اوردش توي جاده ي انتظار
رهاش كنه
درسته
اما دوست نداريد يه بار شما بريد دست اقا رو بگيريد بگيد اقا اومدم تنهات نمي زارم
خوشحال شدي كه زود اومدم؟
مي دونم كه پستي كه نوشتيد پر از اشك بود مي دونم
ولي هم سپاهي
خواهش ميكنم ديگه حرف از نااميدي نزنيد
چون شيطان خودش گفته كه من مي رم تا بنده هات خوشي نبينن
هر وقت حس كرديد حس ناميدي بهتون دست داده بدونيد كه اون شيطان شيطان شيطان
و يا نفس تازه 10 روز از رمضان گذشته
راستي هم سپاهي من امسال هم روزي صد صلوات رو مي فرستم تو رو خدا شما هم اينكار رو بكنيد
يعد از سحر يا قبل از سحر وقتي رو بزاريم
كه بريم زير اسمون
به ستاره هاش نگاه كنيم باهاش حرف بزنيم
اشك بريزيم
فكر كنيم اقامون كجاي اين اسمون داره با خدا حرف مي زنه
محكم با شيم
محكم باشيم
با نفسمون بجنگيم
به خدا اين بزرگ ترين جهاده
هم سپاهي به خدا هم سپاهيات هم گناه مي كنن
اينطوري نگيد تو رو خدا
به خاطر اقا محكم باشيم
به خاطر اقا ....
وقتي من به عنوان يه هم سپاهي طاقت شنيدن اين حرفا رو ندارم
مطمئن اقامون بي نهايت تحملش رو نداره
يا حق
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم شهریور 1387ساعت 15:46  توسط شیفته ی مهدی
|
به نام حق لعنت خدا بر شيطان
السلا م عليك يا ابا عبدالله السلام عليك يا صاحب الزمان
سلام بر ماه زيباي رمضان سلام بر عابدان در ماه رمضان
نمي دونم چه حسيه
نميدونم
اما چقدر قشنگه
چقدر دوست داشتنيه
دوباره امد ماه زيباي رمضان
دلم مي خواد ديگه اين موقعيت رو ازدست ندم
مي خوام چله بگيرم
خودسازي رو ديگه شروع مي كنم
از محاسبه و مراقبه شروع ميكنم
هم سپاهيا مي دونم كه همه تون حسي مثله حسه منو داريد
ديشب قبل سحر بيدار بودم
يه نگاهي به اسمان
خدايا
نمي دونم چطوري از اين حسه قشنگم برات بگم
انگار اصلا نمي شه
خدايا عاشقتم
عاشقتم
تنها جمله اي كه مي تونم بهت بگم اينه كه
دلم برات تنگ شده بود
دلم براي اين سحر بلند شدنها تنگ شده بود
دلم هواي تو رو كرده بود
دلم مي خواست وقتي دارم باهاش حرف مي زنم يه بارون بباره
وقتي داشتم نماز صبح مي خوندم
به خدا نمي دونم اين حسم براتون قابل درك هست يا نه
داشتم نماز مي خونم بوي بارون رو تميز حسش كردم
شك داشتم كه بارونه
ولي ازاينكه شايد بارون باشه
سر نماز اشكم جاري شده بود
خدا رو حسش ميكردم
نماز كه تموم شد
رفتن ديدم اره داره نم نم بارون مي باره
گفتم خدا تو اين ماه عظيم
همون شب اولش بهم ثابت كردي كه هر دعايي كنيم مستجابه
من از تو بارون خواستم
تو اجابت كردي
همينطور به بارون نگاه كردم
گفتم خدايا
تو رو به حق عمه مون زينب قسمت ميدم كه فرج اقامون رو نزديك بگردان
ديگه شروع شد 100 صلوات فرستادن ها
زير اسمون نشستن و قران خوندن ها
هرشب با خدا حرف زدن ها
هر صبح دعاي عهد خوندن ها
هر شب محاسبه و مراقبه كردن ها
هر سحر ابو حمزه ثمالي خوندنها
دل مردم رو شاد كردن هاي و ...
و هزاران هزار نيكي كردن ها
به خدا راسته كه ميگن توي ماه رمضان شيطان ها غل و زنجيرن
خدا كنه از موقعيت حسابي استفاده كنيم
ديشب يه ان تو دلم گفتم اقا جون همين اندازه كه من دوستت دارم
تو هم دوسم داري؟
نمي دونم چطور شد كه اين جمله به دلم اومد
اما انگار كه دلم جوابه سوالمو اينطور داد
كه اين چه حرفيه
اقا خيلي بيشتر از اينها دوستمون داره
نمي دونم اقا جان
اين شبا كجا افطار مي كني كجا سحر مي خوري
نمي دونم اينروزا و اين شبهاي مقدس از كدوم كو چه ها رد ميشي
فقط ميدونم كه يه جايي همين
نزديك هايي
اللهم عجل لوليك الفرج
اللهم صل علي محمد و ال محمد وعجل فرجهم اللهم صل علي محمد و ال محمد وعجل فرجهم اللهم صل علي محمد و ال محمد وعجل فرجهم
+ نوشته شده در جمعه پانزدهم شهریور 1387ساعت 18:34  توسط شیفته ی مهدی
|
|
|