تبليغاتX
در اوج تنهايي
 

به نام حق

السلام علیک یا ابا عبد الله(ع)

السلام علیک یا ابا صالح المهدی  (عج)

 

و ان الموت حق... و اینکه مرگ حق است

و ان ناکرا و نکیرا حق... و دو فرشته پرسشگر در گور حقند

 

و اشهد  ان  النشر حق...

و شهادت می دهم که از نو زنده شدن حق است

و البعث  حق...و بر انگیخته شدن حق است

و ان الصراط حق... و پل صراط حق است

و المرصاد حق... و مرصاد حق است

و المیزان حق... و ترازوی اعمال حق  است

و الحشر  حق...  و حشر حق است

و الحساب حق... و حسابرسی کردار حق است

و الجنة و النار حق... و بهشت و دوزخ حق است

 و الوعد و الوعید بهما حق...

 و وعده و وعید  به آن دو حق است

 

یا مولای شقی من خالفکم و سعد من اطاعکم...

 ای مولای من آن که با شما به مخالفت بر خاسته شقی است

 و آنکه اطاعت شما را نمود سعید است

 

 

پیامبر (ص) فرمودند :

 

کسی که دوست دارد به کسانی بنگرد که خداوند آنان را از

 آتش رهانیده ، به دانشجویان

 

(کسانی که در طلب دانش گام بر می دارند ) بنگرد،

 

 

سوگند به کسی که جانم در دست اوست ، هنگامی که

یک دانشجو در پی کسب فصلی از دانش می رود ،

 

خداوند در برابر هر گام او به سمت این دانش ،

برای او هفتاد سال عبادت می نویسد .

نیز با هر گام که بر می دارد

 

شهری در بهشت برایش می سازد.

 

بر روی زمین گام بر می دارد

 و زمین برای او طلب آمرزش می کند .

و صبح و شام را در حالی می گذراند

که مورد رحمت قرار گرفته است.

 

فرشتگان گواهی داده اند که

 این دانشجویان رهیدگان از آتش جهنم اند.

 

 

 از کتاب :   اخلاق دانشجویی در اسلام

از : نجفعلی میرزایی

 

 

خدایا به حق امام زمان (عج) قلبهای ما رو پر از نور ایمان کن

خدایا  خودت  ما رو به وظایفمون آشنا کن

 خدایا کمکم کن که

همیشه یادم بمونه که دانشجوی  تو هستم

 

هر ذره ای از زمین که باشیم  اونجا دانشگاه  هست

 و تو استاد ما یی

 

خدایا ما رو لحظه ای به حال خودمون  قرار نده.

 

هم سپاهییا

 

به خدا ما همه دانشجویانی  هستیم که بعضی وقتا 

 فراموشمون می شه که کلی  تو کلاسامون غیبت داشتیم

نمی دونم چقدر   غیبتهام موجه بوده  یا نبوده

اما  مهم اینه که  الان  به اشتباهم پی بردم

الان می فهمم که راه  درازی در پیش داریم

همه ما  همه ما راه درازی  رو در پیش داریم

 باید  سعی کنیم از امروز   بهتر درس بخونیم

 

واقعا چقدر تا  حالا  درس نماز  رو خوب خوندیم         

چقدر درس  قران رو  خوب خوندیم؟

درس  روزه  رو چقدر  بلدیم؟

 

 

 خدایا به حق اما حسین  (ع) قسمت می دم  ما رو ببخش

 

 لعنت خدا بر شیطان 

لعنت خدا بر شیطان

 

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل  فرجهم

 

اللهم عجل لولیک الفرج

 

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

 

 

خدایا به حق حضرت زینب (س)  ظهور مولامون  رو برسون

 خدایاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

خدایااااااااااااااااااااااااااااااااااااپناهمون  بده

 

  شهداء همیشه با ما هستند

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

 

 

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم فروردین 1388ساعت 8:50  توسط  شیفته ی مهدی   | 

 

  

 

 بعضی از حکماء فرموده اند: مقبولیت توبه انسان از چهار چیز

تشخیص داده می شود:

 

۱- زبان خود را از حرفهای بیهوده. دروغ وغیبت بند نماید.  

 

۲- در دل خویش نسبت به کسی حسادت و عداوت نورزد. 

 

۳- از همراهان و دوستان بد دوری جوید. 

 

۴- خود را برای موت (مرگ) آماده سازد با پشیمانی استغفار نماید

ومشغول اطاعت الله باشد.

 

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم فروردین 1388ساعت 18:40  توسط  شیفته ی مهدی   | 
 

به نام حق

السلام علیک یا ابا عبد الله(ع)

السلام علیک یا حضرت معصومه (س)

السلام علیک یا صاحب الزمان (عج)

 

کلیک کنید(کتاب صحیفه سجادیه رو مطالعه کنید...)

 

محدث عظیم و سالک وارسته  مرحوم مجلسی اول می فرماید :

در اوایل جوانی مایل بودم نماز شب بخوانم.

اما نماز قضا بر عهده  ام بود و به همین دلیل

احتیاط می کردم و نمی خواندم.

خدمت شیخ بهایی (ره) عرض نمودم .

فرمودند : ((نماز قضا  بخوان)).

 

اما من با خود می گفتم :

نماز شب ویژگی های خاص خود را دارد

و با نماز های واجب فرق می کند.

یک شب بالای پشت بام خانه ام در خواب و بیداری بودم که

 امام زمان (عج) را در بازار خربزه فروشان اصفهان

در کنار مسجد جامع دیدم.

با شوق و شعف نزد او رفتم و سوالاتی کردم از جمله

خواندن نماز شب .

فرمودند : (( نماز قضا بخوان !))

 

عرض کردم:

 (( یابن رسول الله ُ همیشه دستم به شما نمی رسد !

کتابی به من بدهید که به آن عمل کنم.))

فرمودند :

برو از آقا محمد تاج کتاب بگیر !

در خواب گویا  اورا می شناختم ُ رفتم کتاب را از او گرفتم

و مشغول خواندن بودم و می گریستم که از خواب بیدار شدم.

 

از ذهنم گذشت که شاید محمد  تاج همان شیخ بهایی است

و منظور امام  از تاج  این است که شیخ بهایی ریاست

 شریعت را در آن دوره به عهده دارد.

نماز صبح را خواندم و خدمت ایشان رفتم.

دیدم شیخ با سید گلپایگانی مشغول مقابله

 صحیفه  سجادیه است.

ماجرا را برایش نقل کردم . فرمودند:

انشاء الله به چیزی که می خواهی می رسی !.

بعد ناگهان یاد جایی که امام را در آن ملاقات کرده بودم  افتادم

و به کنار مسجد جامع رفتم.

در آنجا آقا حسن تاج را دیدم که از آشنایان قدیم بود.

مرا که دید گفت :

ملا محمد تقی ! من از دست طلبه ها به تنگ آمده ام.

کتاب را از من می گیرند و پس نمی دهند.

بیا برو خانه یک سری کتب به تو می دهم.

مرا به خانه اش برد  . در اتاقی را باز کرد و گفت :

هر کتابی را که می خواهی بر دار !

کتابی را بر داشتم !

ناگهان دیدم همان کتابی است که دیشب در خواب دیده بودم.

صحیفه سجادیه بود.

به گریه افتادم و برخاساتم و بیرون آمدم.

گفت باز هم بر دار !

گفتم همین بس است.

پس شروع کردم  به تصحیح و مقابله و

 آموختن  صحیفه سجادیه به مردم و

چنان شد که از برکت این کتاب بسیاری از اهل اصفهان

مستجاب الدعوه شدند.

مرحوم مجلسی دوم می فرماید :مجلسی اول

چهل سال از عمر خود را صرف  ترویج صحیفه سجادیه کرد

و انتشار این کتاب توسط او باعث شد که

 اکنون خانه ای نیست که صحیفه سجادیه در آن نباشد.

این حکایت بزرگ باعث شد  بر صحیفه شرح فارسی بنویسم

که عوام و خواص از آن بهره مند شوند.

 

گرفته شده از :

مجله موعود - شماره ۹۸  - ص ۱۳

 

 

هم سپاهییا

هنوز دیر نشده

مطمنا  همین لحظه  به ما هم فرصتی داده شده 

بیایم  با عهدی جدید   و با واسطه خانم حضرت معصومه (س)

 باز هم توبه کنیم  که خدا همیشه منتظره ما هست.

بیایم برای نمازهامون بیشتر  وقت بزاریم

بیشتر مراقبت کنیم از نمازهامون

مهم اینه که از  هیمن لحظه شروع کنیم

با توکل و با امید به خدا

بقیش با  خداااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

پس

بسم الله الرحمن الرحیم........

 

 

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

اللهم صل علی محمد وآل محمد و عجل فرجهم

اللهم ع صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

 

خدایا شکرت

 

اللهم عجل لولیک الفرج

 

  

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم فروردین 1388ساعت 20:55  توسط  شیفته ی مهدی   | 

به نام خدا

السلام علیک یا ابا عبدالله         السلام علیک یا بقیه الله   

    السلام علیک یا رسول الله

 

سلام بر تو ای فرستاده ی خوبی ها       سلام بر تو ای   افتاب روشن حقیقت   

 

  سلام بر تو ای پیامبر...

 

تو از ملکوت اسمان به زمین فرا خوانده شدی  ..

تا انسان را به معنای واقعی اش اشنا کنی

تو افتاب روشن حقیقت بودی ... در شام تاریک زندگی

مژده ی امدنت که در زمین پیچید  

 دشت های روشن توحید از پروانه ی سپید عشق پوشیده شد

 

مکه را امواج نورانی حضورت در بر گرفت

 

فرود امدی  

 در سرزمینی که کویرجهل و بی خبری جوانه های اگاهی را خشکانده بود

 

اه    ای رسول مهربان

جهان دلیل بودنش را در وجود تو جست جو می کند

ای اخرین رسول

پروردگارمان نامی بالاتر از نام تو را ثبت نکرده است

 

هزاران پنجره ی بسته با عطر صلواتت گشوده می شود

 

سرورم کسی که حتی اندکی از تو بداند کارش از بهشت سرودن می شود

تو تنهای نوری بودی که اسمانها هنوز انرا به خاطر دارند

نوری که شبهای جاهلیت را زودود

ای رسول خدا

انزمان که بشر صدای گامهایت را در کوچه های رسالت شنید

خزان سرد و بی روحش همچون بهار پر شکوفه شد

ای رسول خدا

 

ایا می شود با امدن فرزندت مهدی دوباره زمینمان اباد شود ؟

 

ایا راهی را نشانمان می دهی تا که فرزندت ملاقات شود؟

ایا می رسد روزی  اماممان باشد و عاشقانش چون پروانه به گردش ایند ؟

ای کاش می شد اقا جان فریاد انا مهدی ات به گوش همگان می رسید 

   تا همگان برای قدوم پر برکتت گل بکارند

 

پدرم مهدی     برای تو می نویسم:

 

تویی که در انتظار دیدنت یک لحظه آرام و قرار ندارم

نمی دانم  نمی دانم از کجای غربتت بگویم

غربتی که 12 قرن ریشه دوانیده

غربتی که همه ی سنگینی اش را به تنهایی بر دوش کشیده ای

و اهی هم سر نداده ای

....

چقدر دلم تنگ است   برای روزهایی که هنوز نیامده  

   چقدر دلم تنگ است برای روزهایی که انتظارش را می کشیم

برای ان اسمانیکه دگر غمگین نباشد

برای ان لحظاتی که چقدر به زیبایی و پاکی می گذرد

برای یک دنیای روشن

دنیایی که ازارمان ندهد

دنیایی که دل ادم هایش از سنگ نباشد پر از مهربانی و عطوفت باشد

مولایم   دلم تنگ است

برای وجود سرشار از محبتت   دلم تنگ است برای شنیدن صدایت

برای دیدن انکی که هزاران جمعه انتظارش را کشیده ام

می دانم    می دانم    ارزوی دیدنت

 برای چشم هایی که لیاقتت را ندارند

 دلتنگی غریبیست ..

 

مهدی جان

کاش همیشه کنار دلتنگی هایمان بمانی

کاش بدانی که چقدر به حضورت محتاجیم....

 

مولایم امده ایم بگوییم: این زمانه هوا دلگیر است و نفس کشیدن دشوار...

 

این زمانه بوی تباهی و فساد بوی دروغ و نیرنگ دلتنگمان کرده

این زمانه هر کس به پوچ ها دل ببندد عاشق است

و هر کس به تو دل ببنددو ازتو سراغی  بگیرد

مجنون است و دیوانه

این زمانه دیگر کار ازشکسن بال و پرها گذشته

 کار به شکست دل ها رسیده

 

این زمانه هر که دنیایی تر است مقرب تر

 

و هر که در پی دینداری و خداست غریبتر

 

این زمانه اخرزمان است     اینجا سرای ماندن نیست

اری پدرم امده ایم بگوییم:

که باز هم در پشت کوچه ی اخرزمان مانده ایم

می دانیم     می دانیم

راه تو دور نیست پدرم

ما مدتهاست که خودمان را دور می زنیم

و در نهایت به خودمان می رسیم

اری ما مدتهاست که گردو غبار دلمان را خانه تکانی نکرده ایم

 

تابحال از خودت پرسیده ای؟

چرا پدرت را فراموش کرده ای ؟  چرا از امام زمانت دور افتاده ای؟

به کجا می روی ؟؟؟    سر به استان چه کسی می سایی؟؟

ایا می دانی او برای بازگشت تو به سوی خود

شبانه روز با اشک و ناله به درگاه خدای دعایت می خواند ؟

نمی خواهی در غم غیبت و غربتش اشک بریزی؟

اری دوستان....

 

گویی فراموش کرده ایم

که یک معصوم        یک پدر مهربان      چشم به انتظار مانده

تا که برگردیم به سویش.....

 

 

او منتظر است که ما برگردیم

 

 

ماییم که در غیبت کبری ماندیم

 

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم فروردین 1388ساعت 14:56  توسط  شیفته ی مهدی   |