تبليغاتX
در اوج تنهايي
 

به نام حق

السلام علیک یا ابا عبد الله

السلام علیک یا ابا صالح المهدی

 

 

گنبد طلای امام رضا (ع)...حتما کلیک کنید

 

قسمتی از درد و دل امام رضا(ع) با امام زمان(عج)

(که بصورت شعر در آمده)

 

مهدی ای جان رضا .........جان رضا............جان رضا

 

مهدی عزیز فاطمه رضا برات پر میزنه

فقط آقا قیام تو اوّل شادی منه

کاش بیایی از سفر که ما همه منتظریم

دوباره خنده رو برلبهای زهرا بنگریم

 

مهدی ای جان رضا .........جان رضا............جان رضا

 

منم غریب الغربا شما غریب ترین ما

غربت من چند ساله بود شما ولی تا به حالا

من غریب بودمو میدونم غریبی یعنی چی

موقع عمل میبینی بی حبیبی یعنی چی

ادعای عاشقی فراونو شیعه زیاد

اما از یاری اونها بی نصیبی یعنی چی

 

مهدی ای جان رضا .........جان رضا............جان رضا

 

حرم پر از جمعیته دلم اسیر حسرته

رضا میون زایراش در انتهای غربته

به خدا منتظرم هر کی میاد زیارتم

یه بارم بپرسه از من چیه اون یه حاجتم

همگی اینجا مین پذیرایشون میکنم

نمیدونن که خودم مریض درد غیبتم

 

مهدی ای جان رضا .........جان رضا............جان رضا

 

کاشکی که میشد زایرا فقط بین با یک دعا

هر کسی رو که می نگری طلب کنه ظهور ما

هر موقع از همه جا خسته میای در حرمم

تنهایی تو میبینم آقا آتیش من  میگیرم

وقتی که بازم میخوای راهی سحراها بشی

یاد آورگی حضرت زینب میکنم

 

مهدی ای جان رضا .........جان رضا............جان رضا

 

گفتم حدیث بهر شما نموده ام امر دعا

نوشته تویه کتابها اما کو گوش شنوا

گفتم که آخروالزّمون روی زمین و آسمون

هر چی که هست گریه کنه به گریهای مهدیمون

همون موقع گفته بودم به شعر دعبل افزودم

کسی نیومد بخونه دو بیتی که من سرودم

گفتم اون قبری که در توس  پر از مصیبته

دل صاحبش میون شعله های غیبته

 

مهدی ای جان رضا .........جان رضا............جان رضا

 

کاشکی تموم شیعیان شما رو از خدا بخوان

کاشکی به جای حرمم تو سحراها پیت بیان

خودمو جواد من فدای  تار موی تو

چشمای مادرم در انتظار روی تو که

عمو عباس به خدا منتظره به تشنه ها

برسونه با فرج شرابی از سبوی تو

 

مهدی ای جان رضا .........جان رضا............جان رضا

 

 

 

سه صلوات  برای شادی

و ظهور هر چه نزدیک مولا و سرورمون امام زمان (عج)

 

 

 اللهم صل علی محمد و آل محمد وعجل فرجهم

اللهم صل علی محمد وآل محمد و عجل فرجهم

اللهم صل علی محمدو آل محمد وعجل فرجهم

 

اللهم عجل لولیک الفرج

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم مهر 1388ساعت 21:42  توسط  شیفته ی مهدی   | 

السلام عليك يا ابا صا لح المهدي

السلام عليك يا ابا عبدالله

السلام عليك يا امام جعفر صادق

 

سلام بر پدرم مهدي

سلام

آقام چقدر لذت بخشه وقتي بهتون سلام مي كنم

چون مي دونم شما ها بيشتر از ما مي دونيد كه چقدر جواب سلام واجبه

وهمین الان جوابمو دادید

ميخوام باهاتون حرف بزنم

يه خيلي حرف دارم آقا جون

يه خيلي تو دلم درد دارم آقاجون

دلم درد ميگره اقاجونم از اين همه غيبت

از اين همه مظلوم واقع شدنت

دلم درد داره اقاجون

از اين همه سكوتت

دلم درد داره اقا جون   آقا جون آقا جون

اومدم برات نامه بنويسم

آقا جون بهم اجازه مي دی يه چيزي رو اعتراف كنم

ديگه كم آوردم از اين همه دوري

ديگه دارم ديوونه ميشم

الان که دارم مي نويسم تو دلم غوغاست

چشام دلش مي خواد فقط  فقط فقط بباره اما

بغضم داره خفه ام ميكنه

ا قا جونم بيا دستمو بگير

من ديگه طاقت شرمندگي هامو پيش شما ندارم

وقتي اسمتونو می شنوم

دلم مي خود ديوونه بشم

اقا جون يه سوال دارم ؟

يه سوالي كه خيلي سوزداره!!

يه سوالي كه مي سوزونه دله عاشقات رو

يه سوالي كه اگه هر فرزندي روزي از شدت دوري از پدرش بپرسه

شايد اشكشو هم در بياره

 

كي مياي اقاجون كي مي ياي   كي مي ياي   كي مي ياي

 

كي مي ياي آقام كه ديگه خسته شدم

يا فاطمه زهرا

به دادمون برس

يا فاطمه زهرا شنيدم  پدر بزرگوارتون امتشون رو خيلي دوستشون داشتن

بخصوص مردمي كه در اخر زمان هستن

يا پيامبر   ببين كه دلم شكسته

از اينكه هنوز صاحبمون در غيبت به سر مي برن و ما در غفلت

مي دونم كه شما بيشتر از هر كس ديگه اي اين سوز دلم رو درك مي كنيد

برامون دعا كنيد

كه بي صاحب بودن يعني   در اوج تنهايي

ما يه وقتايي حتي خودمون رو هم يادمون ميره و به خودمون ظلم مي كنيم

غافل از مولامون مهدي

::::::::::::::::::::::::

تو ذهنم چنين تصوري ساختم

وقتي چشام رو باز مي كنم شما رو مي بينم

اونجا ديگه هيچي نمي خوام

اونجا ديگه حتي حرف هم نمی زنم

فقط نگاتون ميكنم 

با چشام باهاتون حرف مي زنم چون نا ي حرف زدم رو ندارم........

اقا جانم

ديگه نمي زارم    ديگه مي زارم      ديگه نميزارم كه اين ديوار ضخيم تر شه

من از دوريت دارم ديووونه مي شم اقا جانم

 

 نيمه شعبان سال قبل يادمه به اتفاق همسرم جمكران كه اومده بودم

چه حال و هوايي بود

خيالم راحت  بود از اينكه بودم پيش خودت

2 روز تو جمكرانت مونده بودم

هوا خيلي گرم بود

افتابي داغ.........

يه سايبوني روبري مسجدت درست كرده بوديم

بخاطر همين هر كي از پيشمون رد مي شد براي اينكه مي خواست يه خورده افتاب نخوره

مي يومد زير سايه

فورا باهاشون هم صحبت ميشدم

براشون از خودم مي گفتم .....

مي گفتم كه من همه زندگيم رو مديون صا حب الزمانمون هستم

دلم مي خواست داد بزنم  يا مهدي تو چطور شد كه انقدر بهم رحم كردي

و روزي منو از غفلت بيدارم كردي

چطور شدم كه هر وقت اسمتو مي شنوم اين دلم مي خواد از جا در بياد

با من چه كردي

بخاطر همينه كه همه زندگيم رو مديون توام

 

يه وقتايی چرا يادم ميره

 

ديگه حق ندارم برا ی خودم زندگي كنم

 

يا ابالفضل عباس  كمكم كن     

خدايا ميگن هروقت دل شكسته هر دعايي مستجابه

 

من امروز دلم تنگه

خدايا اول ازهمه    اول از همه  اينكه ازت خواهش مي كنم

ظهور آقامون رو نزديك تر بفر ما

خدايا ازت خواهش ميكنم از گناهان پدرو مادرم 

 همسرم  و هم سپاهيام و خودم رو ببخش

 

يه چيزي براي خودم مي خوام كه دلم می خواد اين خواسته ثبت شده باشه

خدايا

ازت مي خوام

وقتي از اين دنيا رفتم

آرزوي ديدن اقام بالاخره به دلم نمونه

ازت خواهش ميكنم بهم فرصت ديدارش رو بده

ازت خواهش مي كنم خدا ازت خواهش ميكنم 

 دلم مي خواد وقتي به خدمت اقام مي رسم رو لبش لبخند باشه

مي دونم خيلي روسياه تر از اين حرفام

ولي خواهش میکنم كه نشونم بده

 

 

خدايا تو رو به همين روز قسمت ميدم

اين درخواستم رو قبول كن

 

الهي  آمين

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم مهر 1388ساعت 12:4  توسط  شیفته ی مهدی   | 
...
 

به نام حق

 

السلام علیک یا ابا عبد الله

السلام علیک یا ابا صالح المهدی (عج)

 

 

امام علی (ع) فرمودند :

 

فکر کن آنگاه سخن بگو

تا از لغزش و خطا مصون باشی .

 

پسرم ! معلومت باد برای آخرت آفریده شده ای نه برای دنیا .

و برای فنا نه برای بقا و برای مرگ نه برای حیات  در منزلی هستی

 که باید از آن کوچ کنی  و  جایی که از آن به جای دیگر برسی

و خلاصه در راه آخرت و صید مرگی که گریزندۀ از آن را نجات  نیست.

و از دستِ خواهنده اش بیرون نرود  و ناگزیر او را بیاید .

از اینکه مرگ تو را هنگام گناه در یابد - گناهی که با خود می گفتی

 از آن توبه می کنم -  برحذر باش.

مرگی که بین تو و توبه ایت مانع گردد  و بدین صورت خود را به هلاکت

 انداخته باشی.

پسرم ! مرگ را و موقعیتی که ناگهان در آن می افتی و

بعد از مرگ به آن می رسی   زیاد به یاد آر .

تا وقتی مرگت برسد خود را مهیا و دامن همت به کمر زده باشی

 مباد  که مرگ  از راه برسد  و تو را مغلوب نماید .

از اینکه رغبت دنیاپرستان به دنیا و حرثشان بر متاع اندک آن تو را فریفته کند

 بر حذر باش.

که خداوندت از اوضاع دنیا خبر داده و دنیا هم با احوالاتش تو را از

زوال خود آگاه نموده  و زشتی هایشان را به تو نشان داده 

 زیرا دنیاپرستان سگانی فریادزننده و درندگانی شکار کننده هستند .

 

 

یا ابا صالح المهدی (عج) ادرکنی

 

اللهم عجل لولیک الفرج

 

 

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عل فرجهم

اللهم صل علی محمدو آل محمد و عجل فرجهم

اللهم صل علی محمدو آل محمد و عجل فرجهم

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم مهر 1388ساعت 9:48  توسط  شیفته ی مهدی   | 
 

به نام حق

السلام علیک یا ابا عبدالله

السلام علیک یا صاحب الزمان

یا صاحب الزمان ! داستان یوسف را گفتن وشنیدن به بهانه ی توست  .

شرمنده ایم .

می دانیم گناهان ما همان چاه غیبت توست .

می دانیم كوتاهیها ، نادانیها و سستیهای ما ، ستمهایی است كه در حق تو كرده ایم .

یعقوب به پسران گفت : به جستجوی یوسف برخیزید ،

و ما با روسیاهی و شرمندگی ، آمده ایم تا از تو نشانی بگیریم .

به ما گفته اند اگر به جستجوی تو برخیزیم ، نشانی از تو می یابیم .

اما ای فرزند احمد ! آیا راهی به سوی تو هست تا به دیدارت آییم .

اگر بگویند برای یافتن تو باید بیابانها را در نوردیم ، در می نوردیم .

اگر بگویند برای دیدار تو باید سر به كوه و صحرا گذاریم ، می گذاریم .

ای یوسف زهرا !

خاندان یعقوب پریشان و گرفتار بودند ،

ما و خاندانمان نیز گرفتاریم ،

روی پریشان ما را بنگر . چهره زردمان را ببین .

به ما ترحم كن كه بیچاره ایم و مضطر

ای عزیزِ مصرِ وجود !

سراسر جهان را تیره روزی فرا گرفته است .

نیازمندیم ! محتاجیم و در عین حال گناهكار

از ما بگذر و پیمانه جانمان را از محبت پر كن .

یابن الحسن !

برادران یوسف وقتی به نزد او آمدند كالایی – هر چند اندك – آورده بودند ،

سفارش نامه ای هم از یعقوب داشتند .

اما ...

ای آقا ! ای كریم ! ای سرور !

ما درماندگان ، دستمان خالی و رویمان سیاه است .

آن كالای اندك را هم نداریم .

اما... نه ،

كالایی هر چند ناقابل و كم بها آورده ایم .

دل شكسته داریم

و مقدورمان هم سری است كه در پایت افكنیم .

ناامیدیم و به امید آمده ایم .

افسرده ایم و چشم به لطف و احسان تو دوخته ایم .

سفارش نامه ای هم داریم .

پهلوی شكسته مادر مظلومه ات زهرا را به شفاعت آورده ایم .

یا صاحب الزمان !

به یقین ، تو از یوسف مهربانتری .

تو از یوسف بخشنده تری .

به فریادمان برس ، درمانده ایم .

ای یوسف گم گشته ! و ای گم گشته ی یعقوب !

یعقوب وار ، چه شبها و روزها كه در فراق تو آرام و قرار نداریم .

در دوران پر درد هجران ، اشك می ریزیم و می گوییم :

تا به كی حیران و سرگردان تو باشیم .

تا به كی رخ نادیده ترا وصف كنیم .

با چه زبانی و چه بیانی از اوصاف تو بگوییم و چگونه با تو نجوا كنیم .

سخت است بر ما ، كه از دوری تو ، روز و شب اشك بریزیم .

سخت است بر ما ، كه مردم نادان تر واگذارند .

سخت است بر ما ، كه دوستان ، یاد ترا كوچك شمارند .

یا بقّیةالله !

خسته ایم و افسرده ،

نالانیم و پژمرده ،

گریه امانمان را بریده است .

غم دوری ، دیوانه مان كرده است .

اما نمی دانیم چه شیرینی و حلاوتی در این درد و دوری است كه می گوییم :

كجاست آن كه از غم هجران تو ناشكیبایی كند .

تا من نیز در بی قراری ، یاریش دهم

كجاست آن چشم گریانی كه از دوری تو اشك بریزد ؟

تا من او را در گریه یاری دهم

مولای من ! دیدگانمان از فراق تو بی فروغ گشته اند .

و می دانیم پیراهن یوسف ، یادگار ابراهیم ، نزد توست .

و ای كاش نسیمی از كوی تو ،

بوی آن پیراهن را به مشام جان ما برساند .

و ای كاش پیكی ، پیراهن ترا به ارمغان بیاورد

تا نور دیدگانمان گردد .

ای كاش پیش از مردن ، یك بار ترا به یك نگاه ببینیم .

درازی دوران غیبت ، فروغ از چشمانمان برده است

كی می شود شب و روز ترا ببینیم و چشمانمان به دیدار تو روشن گردد ؟

شكست و سرافكندگی ، خوار و بی مقدارمان كرده است .

كی می شود ترا ببینیم كه پرچم پیروزی را برافراشته ای ؟

و ببینیم طعم تلخ شكست و سرافكندگی را به دشمن چشانده ای .

كی می شود كه ببینیم یاغیان و منكران حق را نابود كرده ای ؟

و ببینیم پشت سركشان را شكسته ای .

كی می شود كه ببینیم ریشه ستمگران را بركنده ای ؟

و اگر آن روز فرا رسد ...

و ما شاهد آن باشیم ،

شكرگزار و سپاسگو نجوا می كنیم :

الحمدلله رب العالمین .

 

یا صاحب الزمان

ادرکنی

ادرکنی

ادرکنی

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم مهر 1388ساعت 18:36  توسط  شیفته ی مهدی   | 

السلام علیک یا ابا عبدالله

السلام علیک یا صاحب الزمان

 سلام  

بابا مهدی   سلام

دلم برات تنگه

پس کی می یای اقا جان

کی می یای

تو این دنیا قلبم به درد  اومده

اقا جانم

یه وقتایی دلم از خودم می شکنه

با خودم هم غریبی می کنم

به خدا مدت هاست که زندانیم در خودم

بابا مهدی

چیکار کردم باتو

چه حاصلی داشتم برای تو

اخه تو همینجا هایی

چرا قدرتو نمی دونم

اقا جان تو رو به حضرت ابوالفضل قسم حلالم کن

یا فاطمه زهرا

چه کنم با این همه شرمندگی

یا فاطمه زهرا

حلالم کن

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم مهر 1388ساعت 19:14  توسط  شیفته ی مهدی   |