|
به نام حق
السلام علیک یا ابا عبد الله الحسین (ع) السلام علیک یا ابا صالح المهدی (عج)
هر جمعه گویی صدای قدم های پدرم را از دور دست ها می شنوم . آری پدرم ! با نهایت قلبم وجود نازنینت را احساس می کنم . وقتی که به تو فکر می کنم ، به یاد کرده هایم می افتم . پدرم من چگونه خود را منتظر بنامم من چگونه خود را منتظر بنامم ؟ وقتی به لحظه های زندگی ام می نگرم ! با خود می گویم که تا کنون چند بار دل مولایم از گناهانم به درد آمده ؟ پدرم مهدی گاهی وقت ها گویی فراموش می کنیم که تو در نزدیکی ما به ما می نگری . پس کی می رسد روزی که دلم دست از تعلقات دنیایی بر دارد . کی می شود که خودم را از این همه گناه های پوچ و بیهوده رها کنم. کی می شود روزی دل را خانه ی امامم کنم. پدرم بر خلاف همه ی گناهانم آرزوهایی دیگری دارم . گویی چیز دیگر می خواهم اما نفسم کار دیگر می کند و از رسیدن به آرزوهایم فرسنگ ها دور می شوم. کاش روزی تمام لحظه های زندگی ام را پر از بودن تو کنم. کاش روزی همچون منتظر واقعی دلسوخته ات باشم. کاش روزی قلبم پر شود از غم و اندوه انتظار مهدی جان ! گاهگاهی چند قدم با تو بر داشته ام . اما باز هم زمین خورده ام و هزاران قدم از تو دور افتاده ام. این عشق در دل از ازل بوده ست جاری اما زمین از یادمان برد بی قراری یک پرستش ساده کلید قفل دل شد آیا تو مولای خودت را دوست داری؟ آیا به یاد یوسف تنهای زهرا در غیبتش خونین دل و چشم انتظاری آیا محب و شیفته ی آن مهربانی پس کو نشان هایت کجا شد دست یاری یک عمر بی او در جهالت مرده بودی حالا بهاری شو به انفاس بهاری .. . آقا دلم خون شد ز سربازی شیطان دستم بگیر گردم به راهت جان نثاری
برای ظهور هر چه زودتر مهدی فاطمه صلوات
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
+ نوشته شده در دوشنبه هجدهم خرداد 1388ساعت 21:37  توسط شیفته ی مهدی
|
|
|